<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها در: امان از جدایی</title>
	<atom:link href="http://yekvahid.wordpress.com/2009/05/04/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://yekvahid.wordpress.com/2009/05/04/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Sun, 13 Dec 2009 19:59:11 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: علی</title>
		<link>http://yekvahid.wordpress.com/2009/05/04/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c/#comment-1152</link>
		<dc:creator>علی</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 22 May 2009 06:54:14 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://yekvahid.wordpress.com/?p=740#comment-1152</guid>
		<description>این ارجیف تو گوش ما جوونها نکنید ما به اندازه کافی مشکل داریم شما با این روشن فکریها نمیخواد مشکلات ما رو بیشتر کنید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>این ارجیف تو گوش ما جوونها نکنید ما به اندازه کافی مشکل داریم شما با این روشن فکریها نمیخواد مشکلات ما رو بیشتر کنید</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: neo</title>
		<link>http://yekvahid.wordpress.com/2009/05/04/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c/#comment-1147</link>
		<dc:creator>neo</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 17 May 2009 11:18:09 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://yekvahid.wordpress.com/?p=740#comment-1147</guid>
		<description>در اين راستا شعري بي ربط يادم آمد:
به دل گفتم صبوري كن صبوري
صبوري طرفه خاكي بر سرم كرد...
شايد خيليم بي ربط نيست. انگار شاعر مورد وضعيت سوم واقع شده بوده!
...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>در اين راستا شعري بي ربط يادم آمد:<br />
به دل گفتم صبوري كن صبوري<br />
صبوري طرفه خاكي بر سرم كرد&#8230;<br />
شايد خيليم بي ربط نيست. انگار شاعر مورد وضعيت سوم واقع شده بوده!<br />
&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: neo</title>
		<link>http://yekvahid.wordpress.com/2009/05/04/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c/#comment-1146</link>
		<dc:creator>neo</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 17 May 2009 11:15:34 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://yekvahid.wordpress.com/?p=740#comment-1146</guid>
		<description>به هم زدن رابطه اي مثل ازدواج حتا اگر دو طرف مايل به اتمام آن باشد سخت است چه برسد به اين كه يك طرفه باشد.
اما هيچ راهي جز راه سوم با چيزهايي كه ارزش هاي انساني و احساسي مي ناميم ش، قابل پذيرش نيست جز در مورد بچه.. كه من هم نظري ندارم چون هر دو تصميم براي او بد است: اين كه با پدر مادري زندگي كند كه زندگي شان جهنم است، يا اين كه فقط با يكي از ان ها زندگي كند.
راه سوم سخت است. حتا بيشتر از سخت... شك نيست. اما متاسفانه اين حقيقت تاثيري بر درست بودنش ندارد.

&lt;strong&gt;یک وحید :&lt;/strong&gt;  به نظرم کم کم اینجا موضوع بجه طلاق حل شده کمی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به هم زدن رابطه اي مثل ازدواج حتا اگر دو طرف مايل به اتمام آن باشد سخت است چه برسد به اين كه يك طرفه باشد.<br />
اما هيچ راهي جز راه سوم با چيزهايي كه ارزش هاي انساني و احساسي مي ناميم ش، قابل پذيرش نيست جز در مورد بچه.. كه من هم نظري ندارم چون هر دو تصميم براي او بد است: اين كه با پدر مادري زندگي كند كه زندگي شان جهنم است، يا اين كه فقط با يكي از ان ها زندگي كند.<br />
راه سوم سخت است. حتا بيشتر از سخت&#8230; شك نيست. اما متاسفانه اين حقيقت تاثيري بر درست بودنش ندارد.</p>
<p><strong>یک وحید :</strong>  به نظرم کم کم اینجا موضوع بجه طلاق حل شده کمی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: rira</title>
		<link>http://yekvahid.wordpress.com/2009/05/04/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c/#comment-1138</link>
		<dc:creator>rira</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 06 May 2009 17:25:52 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://yekvahid.wordpress.com/?p=740#comment-1138</guid>
		<description>man fekr mikonam tedade zan hai ke hazeran ba kasi ke dosteshon nadare zendegi konan, kheili kheili paine

onam faghat dar soratie ke ehtiaje mali dashte bashan

va shayad ham be khatere farzandan

dar gheire in sorat, hich zani, hazer nist hata 1 s ba mardi ke dostesh nadare zendegi kone</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>man fekr mikonam tedade zan hai ke hazeran ba kasi ke dosteshon nadare zendegi konan, kheili kheili paine</p>
<p>onam faghat dar soratie ke ehtiaje mali dashte bashan</p>
<p>va shayad ham be khatere farzandan</p>
<p>dar gheire in sorat, hich zani, hazer nist hata 1 s ba mardi ke dostesh nadare zendegi kone</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: يک‌وحید</title>
		<link>http://yekvahid.wordpress.com/2009/05/04/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c/#comment-1136</link>
		<dc:creator>يک‌وحید</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 06 May 2009 11:50:25 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://yekvahid.wordpress.com/?p=740#comment-1136</guid>
		<description>عباس جان به نظرم باید در خیلی از مبانی با هم حرف بزنیم، امیدوارم فرصتش را بیابیم.

جواد عزیز، می‌خواستم راجع به بچه مفصل حرف بزنم دست و دلم لرزید.
به هر حال همچو منی به سختی می‌تواند تصمیم به بچه‌دار شدن بگیرد.
ضمنا فکر کنم فهمیدی که من برای سادگی دسته بندی کردم وگرنه که به قول مارمولک به تعداد انسان‌ها را برای رسیدن به خدا هست (:</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>عباس جان به نظرم باید در خیلی از مبانی با هم حرف بزنیم، امیدوارم فرصتش را بیابیم.</p>
<p>جواد عزیز، می‌خواستم راجع به بچه مفصل حرف بزنم دست و دلم لرزید.<br />
به هر حال همچو منی به سختی می‌تواند تصمیم به بچه‌دار شدن بگیرد.<br />
ضمنا فکر کنم فهمیدی که من برای سادگی دسته بندی کردم وگرنه که به قول مارمولک به تعداد انسان‌ها را برای رسیدن به خدا هست (:</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: جواد رف</title>
		<link>http://yekvahid.wordpress.com/2009/05/04/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c/#comment-1135</link>
		<dc:creator>جواد رف</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 06 May 2009 09:58:33 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://yekvahid.wordpress.com/?p=740#comment-1135</guid>
		<description>«آیا ازدواج جز زندگی دونفره با انتخاب لحظه به لحظه دونفره است؟» حواست هست که در زندگی مشترک گاهی نفر سومی هم پیدا می شود که خیلی خیلی کوچولو است و این چیزها سرش نمی شود؟ آدم ها خیلی بیشتر از سه نوعند به قران مجید :)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>«آیا ازدواج جز زندگی دونفره با انتخاب لحظه به لحظه دونفره است؟» حواست هست که در زندگی مشترک گاهی نفر سومی هم پیدا می شود که خیلی خیلی کوچولو است و این چیزها سرش نمی شود؟ آدم ها خیلی بیشتر از سه نوعند به قران مجید <img src='http://s.wordpress.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> </p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: عباس یکرنگی</title>
		<link>http://yekvahid.wordpress.com/2009/05/04/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c/#comment-1134</link>
		<dc:creator>عباس یکرنگی</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 05 May 2009 07:22:38 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://yekvahid.wordpress.com/?p=740#comment-1134</guid>
		<description>وحید عزیز سلام
از فرمایشت چیزی دستگیرم نشد. اما می دانم دنیای پست مدرن که تو در ان زندگی می کنی و مادرباره اش خوانده ایم وشنیده ایم و فکر می کنیم دنیای مرگ روایت های اعظم است. دنیایی است که واژه من در آن بجای واژه او بکار می رود. همه چیز به منیت انسان بازگشت می کند. و این منیت البته در خود وحشتی عظیم را می پرود که ناشی از گم شدن آن او  در زندگی انسانها است. 

در این روزگار تمامی آنچه از آن به صبر تعبیر می شد معنایی ندارد و به قول نیما هر کس از بهر خود در تکا پو است کس نچیند گلی که نبوید.

و به قول برشت آنکه می خندد هنوز خبر فاجعه را نشنیده است. در گذشته رسم بود که آدمها برای تعبیر آنچه بزرگترش می خواندند ایثار می کردند و از خود می گذشتند . اما در  ام روز در روز من چون تنها منیت وجود دارد گوش شنوایی نیست تا از  آن یکدیگر بشنود و از در مفاهمه در آید و همه را بوجود بیاورد. برای همین صحبت از ارکان  و کان  از همان ابتدا منتفی است و خانواده به معنای سنتی ان که بر مبنای صبر قوام و دوام و بنا می شود   اصلا اعتبار خود را دیری است که از دست داده. و هیچ کس نمی تواند هم کاری بکند. چون آنکه فریاد را نمی شنود و اهل یاد نیست و فره ای ندارد چگونه صدای آهسته و نجوا را می شنود. بگذریم و بگذاریم که باقی بقایتان بادو شاد باشید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>وحید عزیز سلام<br />
از فرمایشت چیزی دستگیرم نشد. اما می دانم دنیای پست مدرن که تو در ان زندگی می کنی و مادرباره اش خوانده ایم وشنیده ایم و فکر می کنیم دنیای مرگ روایت های اعظم است. دنیایی است که واژه من در آن بجای واژه او بکار می رود. همه چیز به منیت انسان بازگشت می کند. و این منیت البته در خود وحشتی عظیم را می پرود که ناشی از گم شدن آن او  در زندگی انسانها است. </p>
<p>در این روزگار تمامی آنچه از آن به صبر تعبیر می شد معنایی ندارد و به قول نیما هر کس از بهر خود در تکا پو است کس نچیند گلی که نبوید.</p>
<p>و به قول برشت آنکه می خندد هنوز خبر فاجعه را نشنیده است. در گذشته رسم بود که آدمها برای تعبیر آنچه بزرگترش می خواندند ایثار می کردند و از خود می گذشتند . اما در  ام روز در روز من چون تنها منیت وجود دارد گوش شنوایی نیست تا از  آن یکدیگر بشنود و از در مفاهمه در آید و همه را بوجود بیاورد. برای همین صحبت از ارکان  و کان  از همان ابتدا منتفی است و خانواده به معنای سنتی ان که بر مبنای صبر قوام و دوام و بنا می شود   اصلا اعتبار خود را دیری است که از دست داده. و هیچ کس نمی تواند هم کاری بکند. چون آنکه فریاد را نمی شنود و اهل یاد نیست و فره ای ندارد چگونه صدای آهسته و نجوا را می شنود. بگذریم و بگذاریم که باقی بقایتان بادو شاد باشید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
