اعتماد به نفس

تازگی ها وقتی ماجرایی رو از قول کسی می شنوم که توش کسی محکوم می‌شه یک چیزی تو سرم صدا می‌کنه. یادم می‌آید که چطوری ماجرایی رو که منم توش بودم و کامل دیدمش کسی جور دیگه دیده و تعریف کرده! همش فکر می‌کنم اون آدمه که الان محکوم شده حتما یک روایت دیگه‌ای از ماجراها داره؟

این نگاه من حسابی منو تو دردسر انداخته مثلا دیگه سخت می‌تونم از دست کسی برنجم و وقتی هم در لحظه می‌رنجم بعد از چند وقت حق رو به اون می‌دم. تا اینجای کار فقط زندگی و روابط انسانی منو سخت می‌کنه ولی یک اشکال داره. اونم این‌که وقتی با کسی که اعتمادبه‌نفس زیادی داره برخورد می‌کنم و کمی از ارتباطمون می‌گذره. اون یاد می‌گیره از این اخلاق من سوءاستفاده کنه و چطوری نظرشو تو همه چی تحمیل کنه. بازم تا‌ این‌جا مشکل جدی‌تر می‌شه ولی کشنده نیست. امان از وقتی که من بفهمم که کسی این‌کار رو با من کرده دیگه در ذهن من نابوده ، دیگه فیلترم شکل می‌گیره و اونو نمی‌بینم.

نمی‌خوام ادای آدم خوبا رو در بیارم ولی الان حسابی از خودم شاکیم که چرا از اون به بعد دیگه انصافم رو در مورد اوون می‌ذارم کنار!

6 دیدگاه »

  پروانه wrote @

سلام. حدود 6 ماه ميشه كه وبلاگتون رو ميخونم هرروز چكش ميكنم و هميشه لذت بردم (از وقتي شروع شد كه واسه تحصيل تو فرانسه search ميكردم) ولي نميدونم چرا چيزي نمينوشتم. اما تو اين پست دقيقا احساس و نظر منو مطرح كردين و چيزيه كه بخاطرش با خودم كلنجار ميرم.
من يه مشكل ديگه هم دارم كه اوضاع رو خرابتر مي كنه: اعتمادبنفس و تاثيرم رو دوستام زياده و واسه همين محكوم ميشم كه ميخوام نظرم رو بهشون القا كنم در صورتي كه همچين قصدي ندارم(البته ربطي به قضاوت درباره ديگران و محكوم كردن نداره). اين باعث ميشه در مورد يه آدم با اعتمادبنفس ديگه سخت تر قضاوت كنم كه اونم از كارش قصدي نداشته و اين فقط برداشت من بوده تا ضعف نظرم رو در برابر اون توجيه كنم يا نه؟
انتخاب سختيه و اگه بخواي منصف باشي خيلي بايد احتياط كني.

  سايه wrote @

تهديد خوبيه براي كساني كه دوست دارن تا حسابي حساب كار دستشون بيا د كه سوئاستفاده بي سوئاستفاده .

  عباس یکرنگی wrote @

آقا وحید مورد اول جزو اخلاق های پسندیده تو بوده که فکر می کنم همیشه عمر بهش مبتلا بودی اما خود اگاهی نداشتی. اما هر چه سن بره بالا و عقل تکمیل بشه انسان هایی که توفیق انسان بودن رو پیدا می کنند یعنی می فهمند این دنیا یعنی از اساس کشک- اینطوری می شن. مورد دوم اما خاصیت آدمها است. یعنی چون جهل همیشه بر علم غلبه داره ما وقتی یه خورده عالم می شیم نسبت به هر موضوعی بلافاصله مواضع تند می گیریم. چه خوبه انسان راه میانه تری رو بره. یعنی توجه داشته باشه که این روزهادیگه نمی شه از آدمها توقع ادب نفس داشت. می خوام بگم که هر سری فرعونی هست و آدمها کمتردیگه به نفسشون کنترل دارند. برا همین اگه هم اخلاقی وجود داره تحت تاثیر تربیت نیست بل بیشتر امری ژنتیکی و خانوادگیه.
بنابر این باید ندیدن و نشنیدن رو در این باره تمرین کرد تا بلکه در این دو روزه دنیا انسان کینه یا دل چرکینی رو تجربه نکنه.

و کلام آخر اینکه
بیچاره آدم. هم از جهل میخوره هم از عقل.

  Endless Love wrote @

عباس یکرنگی جان جهل همیشه بر علم غلبه نداره، علم با صفت های خوب می تونه بر جهل غلبه کنه (مثل صبر که من ندارم!)، این دنیا واقعاً اساساً کشکِ و یه جمله خونده بودم می گفت بدی دیگران رو و خوبی خودت رو فراموش کن و بدی خودت و خوبی دیگران رو به یاد داشته باش. (به جمله آخر آقای عباس یکرنگی یه زمیمه بود)

  يک‌وحید wrote @

خانم پروانه:
خیلی خوش حالم و قدر این دوستی ها رو می دونم. ممنون از کامنتتون و فکر کنم درست می گویید. ضعف آدم هایی مثل من زمینه تاثیرپذیریه بیشتر رو فراهم می کنه

عباس جان
خیلی حرفت برام دل نشین بود. ادب نفس دیگر نیست و ماجرا به ژنتیک و تربیت اولیه خانوادگی بر می‌گرده. واقعا که حقیقت تلخیه

Endless Love
جالب بود حرفت، ممنون


دیدگاه شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>