آرشیو برای سپتامبر, 2008
آیینه
بعد از آمدن به دنیای همیشه آنلاین و چتمن (!) شدن فهمیدم که بعضیها پشت چت قابل تحملترند تا روبرو. حالا موندم که چطور تازه اینو فهمیدم ؛ من سالها بود که با خودم چت میکردم!
آقایدکتر
1. تا بوده به همسر آقایدکتر میگفتهاند خانم دکتر ولی از آنجایی که هر سنتشکنی از یکوقتی باید شروع بشه، میتونید به زودی به من بگید آقای دکتر! و فعلا یعنی آقایِ خانمدکتر.
2. هی گرو گر ملت بچهدار میشن بابا واقعا شماها چه دل و جراتی دارید ها، یک کم فکر کنید به خدا! این هشدار رو فعلا داشته باشید تا بعدا بیشتر بنویسم.
3. از این مجموعه موسیقی زیبا شیرازی خوشم اومد ممنون از معرفیکننده.
شکست
وينستون چرچيل : پيروزي يعني توانايي رفتن از يك شكست به شكست ديگر بدون از دست دادن اشتياق .
پینوشت : لازم به توضیح نیست که برای تغییر ذائقه اینجا گذاشتم. باشد که شکستخوردگان لذت برند!
مافیا کشی
1. اشارهای کرده بودم به نفت و تغییرات آن. با علنیشدن ماجراهای کردان و هیأت 5 نفره تصمیمگیر نفت شامل کردان و مشائی، خواندن دوباره آن اشاره، به کار میآید!
2. این روزها صدای تغییرات از نفت دوباره بلند شده.
3. مقاله کوتاهی در روزنامه کارگزاران را بخوانید که حاوی اطلاعات خوبی است، گرچه چند خط آخر آن هنوز مانده که ثابت شود
4. پیشبینی من این است که در ادامه تمکینهای وزیر فعلی نفت از رئیسانش – با ادعای مافیا کشی، «اگر نعمتزاده از مدیرعاملی پالایش و پخش برود، احمدینژاد دور بعد رئیسجمهور میماند» ولی «اگر بماند این احمدینژاد است که میرود.» میدانم عجیب است ولی بهرحال پشتپرده همیشه عجیب بوده!
5. این روزها کلاهم را بالاتر میگذارم.
پینوشت – این مطلب هم امروز در روزنامه کارگزاران چاپ شده.
آن لحظه
آن موقع خاص که برسد میفهمی که چه تنها بودهای و چه تنها هستی.
و دنیا از آن لحظه یکجور دیگر است.
چه لذتی دارد، تنها در جمع!
دیوارنویسی
” خود را بیهوده به کشتن ندهيد وقتی زمان آن فرارسد رژيم خود خطا میکند و مردم کار را تمام خواهند کرد.”
چرا هیچکس این جملهٔ امام را برای دیوارنویسی انتخاب نمیکند. بهترین مکان پیشنهادی من هم دیوار دادگاه انقلاب است!
پینوشت – این جمله در پایان مقاله بهنود اینطور آمده :
آيت لله از سالها قبل به نمايندگان گروههای مخالف هوادار حرکات مسلحانه که برای جلب حمايت و کسب کمک به او مراجعه میکردند میگفت خود را بیهوده به کشتن ندهيد وقتی زمان آن فرارسد رژيم خود خطا میکند و مردم کار را تمام خواهند کرد.
بازبینی لازم در احکام شرعی
به زحمت و بعد از گشتن فراوان یک آبپاش مناسب به جای آفتابه پیدا کردیم و از آن روز دیگر توالت فرنگی هم اسلامی شد. چند وقتی هم طول کشید تا ماجرای سهبار آبکشیدن مکانهای مربوطه درست جا افتاد. دیگه کم کم حرفهای شدم و در سه سوت ماجرا تمام میشد تا اینکه دچار مصیبت جدیدی شدم. یعنی گاهی بدلیل نوع غذا و …، مصرف یک آبپاش برای شستن اولیه و سهبار آبکشیدن کافی نبود. اینجا بود که مساله اصلی بروز کرد و مهمترین سئوال شرعی من پیش آمد. فرض کنید که بعد از شستن اولیه آب باقیمانده در آبپاش کفاف یک یا دو بار آبکشی را بدهد و به سه بار که موجب پاکی میشود نرسد حالا وضعیت آن محل مربوطه چیست؟ نجس است یا پاک؟
واقعا وضعیت حادی است. چون اگر نجس باشد که حالا دوباره سه بار آب ریختن لازم است و بعد از هربار آب ریختن دوباره محلش نجس است و سهبار آب ریختن میخواهد و پس هیچوقت پاک نمیشود.
حالا اگر از اول هم بعد از بار اول یا دوم پاک فرض شود که پس علافیم که سه بار آب بریزیم؟!
امروز در حین همین عملیات مربوطه راهحل آن را یافتم. باید نجسی-پاکی فازی تعریف کنیم. یعنی پس از هر بار آبریختن 33٪ پاک شود و پس از سه بار 100٪ پاک شود.
ایده ساده و کار ساز است ولی عواقب دیگری هم دارد فرض کنیم کسی با پاکی 66٪ نماز خواند از او چقدر قبول میشود آیا 66٪ مستقیما در تعداد رکعت ضرب میشود یا از مدلهای پیچیدهتری باید استفاده کرد؟
بعد اگر به این ایده پر و بال دهیم و دیگر احکام شرعی را هم فازی کنیم واقعا به جاهای جالبی میرسیم. مثلا روزه فازی و یا حتی حرامزاده و حلالزاده فازی! و بعد بخشی از مشکلات دیگر هم حل میشود مثلا بنا به درصد الکل مشروبات میشود حرام بودن آن را تعیین کرد. حتی امکان به روزکردن حدود شرعی هم هست. مثلا بسته به میزان الکل موجود در خون شلاقها مشخص میشود. صفر گرم صفر ضربه، 2 گرم 40 تا و …
به لیست پروژههایی که میشود تعریف کرد هم توجه کنید: بررسی حدود و دیات به روش تصمیمگیری فازی، محاسبه میزان خمس و زکات براساس مدلهای مختلف مجموعههای فازی، بازخوانی احکام شرعی بر اساس استلزام زاده و …
کورش با یک واو
از ماجراهای من و “واو” کورش پنچ سالی میگذرد.
ماجرای عجیبی بود هر شماره مجله در میآمد اسم کورش اشتباهی “کوروش” چاپ شده بود و هر شماره کلی نگرانی داشتم که الان است که سرو کله کورش پیدا شود و این اشتباه را ببیند! و این ماجرا شاید هفت، هشت باری تکرار شد و هر بار هم تاکید مجدد به حروفچین و ویراستار و نمونهخوان و … که بابا این واو را بیخیال شوید. یادم است آخرین بار صفحهآرا که دیده بود کورش بدون واو چیزی کم دارد سر خود یک واو اضافه کرده بود!
امشب کورش را دیدم که نشسته کنار محمدرضا دوستمحمدی، چند دقیقهای با هم حرف میزدند و بعد برنامه “اینشبها” با مسابقه ادامه پیدا میکرد.
دو سئوال مسابقه که پشت سرهم پرسیده شد این بود : 1. حدیث “پشیمانی، توبه است” از کیست؟ جوابش پیامبر بود 2. کدام ماده خنثیکننده چربی خون است؟ جوابش شلغم!
کورش سعی داشت در بین این قبیل سئوالات مسابقه، “راحت” با محمدرضا صحبت کند. در مقدمه و موخره مصاحبه تکرار کرد میخواهد نشان بدهد که موفقیت در زندگی خیلی درونی است و رضایتمندی شخصی چقدر مهم است. اما اگر این دو بار این اهداف را تکرار نمیکرد فکر نمیکنم کسی میتوانست این اهداف را “حدس” بزند!
مصاحبه البته به نظرم خوب از کار در آمده بود. محمدرضا راحت بود و دائم طنازی میکرد که معمولا دلنشین بود. دو سه دقیقهای که در مورد ازدواج حرف زد، با اون مثال بامزه ولی دردمندانه! پیتزای کدو ، واقعا لذت بردم.
و من دل تو دلم نبود که یک وقت کورش یا محمدرضا چیزی نگویند که برایشان بد شود تا یادم بماند که این دلشوره لعنتی اینور دنیا هم دست از سرم برنداشته.
حالا که کورش و مهمانانش قرار است این مسابقه و کلا فضای بد برنامه را تحمل کنند من هم یکی از بینندگان آن خواهم بود و بیحوصلگی کورش و رها بودن مصاحبهها را تحمل میکنم فقط کاش کورش جان با این آقای قوامی کمی هماهنگتر باشد و لطفا خیلی هم خودش مصاحبههایش را قطع نکند، آیا میداند که چند وقت است صدایش را نشنیدهام!.
پینوشت 1 – ممنون از جواد که این برنامه را معرفی کرده بود.
پینوشت 2 – قسمت اول برنامه در سایت ایران سیما در دسترس است و برای مستقیم دیدن در این سایت با یک عضویت ساده هم میشود برنامه را دید.
پینوشت 3 – الان هم رفتم اسم کورش را از وبلاگ خودش چک کردم که یکوقت دوباره اشتباه نکنم!