زن و پول-2

برای تنوع در این روزها! و پایین رفتن پست‌های نچسب قبلی یک نوشته کمی قدیمی از فالشیست را این‌حا نقل قول می‌کنم.

یه تفکری مد شده و افتاده توی سر ملت که من واقعن نمیدونم از کجا اومده؟! از اون اپیزود ِ صحبت خانومه با اون دختره توی فیلم ده کیارستمی، یا همین جور که توی پست قبل اشاره کردن از کتاب ِ چشم هایش اونجا که نوشته “زنها همه خود را می فروشند…برخی برای مدت زمان کوتاه و با پول اندک و برخی برای مدتی طولانی ولی با پول بیشتر………” یا از کجا؟ ( مطمئنم یه جای دیگه هم خوندم ولی یادم نمیاد الآن). یه همچین عقیده ای رو که خیلی ها بهش ایمان پیدا کردن، مدتی هست که زیاد به گوشم میخوره و جالبیش اینجاست که از آدم های بسیار روشن فکر(نما؟). آدم ِ معمولی که میگه ” ج.ن.د.ه، ج.ن.دست” یا “همه ج.ن.دن” یا قس علی هذا و جالبیش اینجاست که همین قشر روشن فکر هم انگار درواقع نظرشون همونی هست که بقیه دارن میگن، فقط طرز بیانش رو عوض کردن. ولی چرا؟ جوابش غیر از رخنه کردن ِ مرد سالاری توی لایه های خیلی خیلی زیری ِ ذهن و روح ِ این آدماست، همین آدمای کتاب خونده ی، اهل قلم ِ ، صاحب تفکر ِ به اصطلاح روشن فکر؟
چرا اگه مردی هزار تا هم خوابه ی رنگ و وارنگ داشته باشه، اسمش خودفروشی، ارزون یا گرون، نیست؟ چون مردا نونشون رو از جای دیگه در میارن؟ میشه دورو برتون رو 5 تا زن که شاغل نیستن(غیر از مادربزرگتون و بی بی جونتون)، مثال بزنید؟ شده برید توی فروشگاه، اداره، موسسه یا شرکتی و کارمند زن ندیده باشید؟ گذشت دیگه اون دورانی که خانوما به شوهر به چشم ِ حساب بانکی-شون نگاه میکردن، این روزا دیگه همه شاغل هستن، اما چرا باز اگه همین زن ِ شاغل بره با کسی یا کسانی بخوابه شامل ِ قضاوت ِ بالا میشه اما اگه مردی، حتی غیر شاغل، مردی که دستش تو جیب خودش نیست، مردی که داره ارثیه ی باباشون میخوره یا مردی که پول تو جیبی میگیره، هیچ وقت جمله های بالا شامل ِ حالش نمیشه؟چرا درک ِ این قضیه که بدن ِ آدما(آدم=مرد+زن) نیاز داره به پدیده ای به اسم 3 ک3، اینقد سخته؟ چرا نمیتونم حلش کنیم و دایم میخوایم واسش قیمت و اسم و برچسب و استدلال و تحلیل و غیره و ذالک بیاریم؟ ها؟

پی‌نوشت – راست می‌گوید من‌هم یک‌بار برای حرص درآوردن تو همین وبلاگ یک همچین چیزی گفتم. الحق که خوب هم حرص درآورد! ولی خوب یادگرفتم که دیگه تکرارش نکنم!!

تا کنون 3 نظر داده شده

  سمیرا wrote @

من هم با فالشیست موافقم. و نمی تونم 5 تا زن دوروبرم رو که شاغل نیستند مثال بزنم.

یک‌وحید: واقعا فکر می‌کنم تمام چیزها با همین تغییر حل می‌شود، کار و درآمد مستقل

  یک نفر wrote @

خیلی خوب کردی که داری با پست‌های طولانی کپی/پیست ای اون چرندیات نچسب قبلی رو می‌فرستی بیرون!
برای این که زودتر اون نچسبیات رو با اون اسامی نچسب‌تر داخلش رد کنی برن، من به یک بازی دعوتت کردم. برات خوبم هست وحیدجان. ببخشید هم که وسط بحث زر و زیور(!) کامنت بی‌ربط گذاشتم، تقصیر ای‌میل «Delivery Failed»ته!

منتظرم.

یک‌وحید: بد موقع بود حسین، بد موقع. ولی شاید برایم بد نباشد که برم به خودم برسم

  عباس یکرنگی wrote @

آقا دلمون واست تنگ شده ایران نمی یای.
به هر حال من هم یه وبلاگ بعد مدتها زدم. وبلاگت تنها محل برای مطلع شدن از احوالات شما بزرگوار است.

یک‌وحید: عباس جان من‌ هم دلم برای دوستان و حتی خودم خیلی تنگ شده ولی فعلا چه چاره تا وقت …
ضمنا وبلاگت را می‌بینم و نهیبت را شنیدم حق با تو بود.


Sorry, the comment form is closed at this time.