حق با شماست. آقا وحید این قدر این دور و زمونه با صنایع ِ ادبی ِ جورواجور می نویسند ما هم فکر کردیم لابد صنعت ِ ادبی به کار رفته و خب جون خودمون هم علاقه داشتیم که آن کوچولو در راه ِ آمدن باشد، برداشتمان شد این!
یکوحید:آخ دلم میخواد یکچیزی بگم اینجا آخ که دلم میخواد
من که از روز ازل دوزاری ام در اینجور مواقع کج بود! به قول سمیرا صنعت ادبی هم که به کار می ره…در هر حال من کاری ندارم که قصه چیه! فقط می گم مبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــارکه:دی
7,5,08 روی 21:20
آقا ما چیزی نفهمیدیم که بل بگیریم و گرنه می گرفتیم!
8,5,08 روی 14:00
مهمون کوچولو (فامیلش با من یکی خواهد شد!)
9 سال و خرده ای (از اسفند 77 تا حالا)
9 ماه (…
اینها معلومه دیگه خانم!
8,5,08 روی 22:43
ای خدا یعنی بالاخره ما هم خاله می شیم؟
یکوحید:فکر کنم اول مامان باید بشید خانم، رو بعضیها زیادهها. آسیاب به نوبت
9,5,08 روی 11:52
مُردم از خوش حالی که مهمون ِ کوچولو فامیلش با شما یکیه! این برای ِ مامانش *:
یکوحید:رجوع شود به چند کامنت پایینتر در زمینه آزار خلق و اینها
10,5,08 روی 12:52
راست می گی؟؟؟؟؟؟ دارم از خوشی بال در می آرم به محض قطع شدن زنگ می زنم بهتون
یکوحید: شما ببخش که بد نوشتم جز آزار خلق قصد بد دیگهای نداشتم
10,5,08 روی 15:26
بابا چرا چپکی برداشت کردید؟
گفتم که دلیل آماده نبودن نمیتواند کمبود زمان باشد فقط همین؟!
هیچ ماجرایی در کار نیست و مگر به این دلیل حالی بپرسید!!
13,5,08 روی 15:15
حق با شماست. آقا وحید این قدر این دور و زمونه با صنایع ِ ادبی ِ جورواجور می نویسند ما هم فکر کردیم لابد صنعت ِ ادبی به کار رفته و خب جون خودمون هم علاقه داشتیم که آن کوچولو در راه ِ آمدن باشد، برداشتمان شد این!
یکوحید:آخ دلم میخواد یکچیزی بگم اینجا آخ که دلم میخواد
13,5,08 روی 16:05
من که از روز ازل دوزاری ام در اینجور مواقع کج بود! به قول سمیرا صنعت ادبی هم که به کار می ره…در هر حال من کاری ندارم که قصه چیه! فقط می گم مبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــارکه:دی
یکوحید: ممنون
15,5,08 روی 19:04
من دخالتم در این امر را کلا تکذیب می کنم
یکوحید:با این دختر شیرازیها نمیشه خیلی دهن به دهن شدها، آدم کممیاره