قفلی که باید بازش کنیم

21,4,08

یک آق سید احمدی بود در میدان سبزه میدان که کلیدساز بود. آدم بسیار محترمی بود. وقتی پیر شد یک شعار برای خودش درست کرده بود. می‌گفت: «من کلید می‌سازم، ولی از توی خانه». مثلا زنی می‌آمد سرآسیمه که قربانت بروم، فلان و این حرف‌ها و بچه‌ام مانده توی خانه و ممکن است بیفتد توی حوض و در پشت سرم بسته شده، کلید توی خانه است و کلید برای من درست کن. فوری می‌گفت: برو در را باز کن، قالیچه را بنداز، یک چایی درست کن، من می‌آیم، کلید را درست می‌کنم.

زن می‌گفت که اگر من می‌توانستم در را باز کنم که دیگر به تو احتیاجی نداشتم. می‌گفت: خب دیگر، من کلید را از تو درست می‌کنم. آدم دیگری می‌رسید و می‌گفت: من کلیدم تو مانده و در پشت سرم بسته شد. باز همین جواب را می‌داد که برو در را باز کن، قالیچه را بذار، چایی را دم کن، من می‌آیم کلید درست می‌کنم.

حالا ظاهرا بعضی از دوستان ما هم این طوری فکر می‌کنند: برو انتخابات را دموکراتیک کن، همه شرایط دموکراتیک را به وجود بیاور، تا من بیایم آنجا رای بدهم. اصلا آن موقع رای دادن و رای ندادن من و شما اثری ندارد. رای دادن من و شما الان لازم است که کلید مانده توی خانه. ما باید برویم در را از بیرون باز کنیم.

چه کسی بهتر از مسعود بهنود می توانست وضع ایران عزیز ما را توصیف کند. دوست من، عزیز من یک بار این متن را بخوان بعد تصمیم بگیر : لینک متن کامل ( رادیو زمانه) - لینک صدای مصاحبه

مرتبط : جاده را بدون ‌سرعت‌گیر نگذاریم، به امید اینکه راننده خودش را به کشتن بدهد

4 نظر تا “قفلی که باید بازش کنیم”

  1. ری را Mohsen

    برگشت آتشین و محکمی بود…

  2. نسرين Mohsen

    سلام
    پست بسيار خوبي بود
    تشبيه شما هم جالب تر
    لذت بردم
    . .
    اينجا توي يزد ما رأي داديم و معجزه شد
    اما به نظر شما چيزي تغيير خواهد كرد؟

  3. hypertramp Mohsen

    وحید جان شیف اسپیس چه جوری میزنند توی ان وردپرس لامصب ؟
    با عطا ذکر خیرت بود. خندیدیم تا دسته!

  4. يک‌وحید Mohsen

    نسرین خانم در همه چیز این شعر صدق می کند :

    گویند سنگ لعل شود در مقام صبر
    آری شود ولیک بخون جگرشود!

يك پاسخ برايش بگذاريد