یادم میآید پنچسال پیش به همراه دوستی با محمدجوادلاریجانی مصاحبهای کردیم. در کنار موضوعات دیگر یک سئوال مطرح کرد که من آن موقع چندان جدیاش نگرفتم. او میگفت چرا در ماجرای 11 سپتامبر انفجار بنزین ستونها را ذوب کرد در حالی که دمای ذوب آهن خیلی بالا است.
امروز در وبگردی به مطلبی از رابرت فيسک برخوردم که همین سئوال را پرسیده است:
” اگر دماى احتراق نفت سفيد 820 درجه سانتيگراد است، پس چرا تيرهاى فلزى برجها که دماى احتراقشان 1840 درجه سانتيگراد است در همان لحظه از هم گسيختند؟”
او از ماجرای برج سوم هم خبر میدهد که بدون تصادف فروریخته :
“براي برج سوم که به نام ساختمان شماره هفت مرکز تجارت جهانى شهرت داشت چه اتفاقى افتاد؟ اين ساختمان بدون آنکه هواپيمايى به آن برخورد کرده باشد در ساعت پنج و 20 دقيقه همان روز، درست سر جاى خود فروريخت.”
واقعا روزی که ماجرای واقعی این روز علنی میشود، من زندهام؟
کاش به عنوان کادوی تولد مثلا 50 سالگیام ماجرای واقعی اینروز را بشنوم
پینوشت) 11 سپتامبر به عنوان روز تولد من در مدارکم ثبت شده!!
وحید عزیز سلام
وبلاگ ژولی ویل را که من با عنوان ( روز نوشتهای یک پزشک در فرانسه ) لینک کرده ام راملاحظه کن .او خود را این گونه معرفی می کند: من هیچ گاه در ایران نبودم هیچ وقت به ایران نیومدم درک درستی از ایران ندارم پدر و مادرم نوجوان بودن که از ایران خارج شدن در پاریس به دنیا اومدم تا 18 سالگی در فرانسه بودم در 19سالگی به لندن رفتم تا26 سالگی درلندن بودم بعد به پاریس برگشتم و یک پزشک هستم با 31سال سن اسم من برگرفته ازنام:همسر خشایار شاه است .