اوضاع غریبی است.
اینها را بخوانید :
آقای مطهری دوماه قبل از شهادت شان صحبتهایی دارد که واقعاً آدم می ترسد این روزها بگوید.
“حرفهایی که ایشان در مورد، عدالت و برابری و آزادی زده، قابل گفتن نیست. راجع به روحانیت صریحاً می گوید قرار نیست حکومت صنفی و حکومت آخوندی برقرار کنیم. انقلاب ما برای حاکم کردن طبقه ای بر سایر طبقات و صنفی بر سایر صنوف نیامده. اگر اینطور نباشد، جمهوری اسلامی نابود خواهد شد و رفتنی است.
اگر نگاه به عدالت، برابری، اخلاق و معنویت وفادار نباشیم از همین الآن اعلام می کنم این انقلاب رفتنی است و اگر بماند این انقلاب، آن انقلاب نیست. ممکن است جسمش بماند اما دیگر آن انقلاب نیست.”
اینها بخشی از حرفهای رحیمپور ازغدی است. همآن که تا در شبکه یک ظاهر میشد بیدرنگ کانال را عوض میکردیم.
بقیه حرفهایش را هم بخوانید بعضی قسمتهایش حس عدالتخواه آدم را تحریک میکند ولی تا یادت میافتد که اینها در عمل چطور عدالت را اجرا میکنند، غصهات میگیرد که در آینده سالهای سال در این کشور حرف و ایده عدالتخواهی خریداری نخواهد داشت و از فرط تکرار همهمان از کلمه عدالت حالمان بد میشود.
راستی چه حکمتی است که ما اینقدرتوانمندیم در بیمحتوا کردن کلمات!
پینوشت : دوستی میگفت صد بار بگو “لطافت”، بعد به معنیاش فکر کن. درست است حالا کلمه بیمعنی جدیدی به لغات بیمعنی ذهنت اضافه شد!
دست در دست هم، ایرانی بهتر بسازیم.