آرشیو برای فوریه, 2008

بی‌معنی‌هایِ‌تکان‌دهنده

اوضاع غریبی است.

اینها را بخوانید :

آقای مطهری دوماه قبل از شهادت شان صحبتهایی دارد که واقعاً آدم می ترسد این روزها بگوید.

حرفهایی که ایشان در مورد، عدالت و برابری و آزادی زده، قابل گفتن نیست. راجع به روحانیت صریحاً می گوید قرار نیست حکومت صنفی و حکومت آخوندی برقرار کنیم. انقلاب ما برای حاکم کردن طبقه ای بر سایر طبقات و صنفی بر سایر صنوف نیامده. اگر اینطور نباشد، جمهوری اسلامی نابود خواهد شد و رفتنی است.

اگر نگاه به عدالت، برابری، اخلاق و معنویت وفادار نباشیم از همین الآن اعلام می کنم این انقلاب رفتنی است و اگر بماند این انقلاب، آن انقلاب نیست. ممکن است جسمش بماند اما دیگر آن انقلاب نیست.”

اینها بخشی از حرف‌های رحیم‌پور ازغدی است. هم‌آن که تا در شبکه یک ظاهر می‌‌شد بی‌درنگ کانال را عوض می‌کردیم.

بقیه حرف‌هایش را هم بخوانید بعضی قسمت‌هایش حس عدالت‌خواه آدم را تحریک می‌کند ولی تا یادت می‌افتد که این‌ها در عمل چطور عدالت را اجرا می‌کنند، غصه‌ات می‌گیرد که در آینده سال‌های سال در این کشور حرف و ایده عدالت‌خواهی خریداری نخواهد داشت و از فرط تکرار همه‌مان از کلمه عدالت حالمان بد می‌شود.

راستی چه حکمتی است که ما این‌قدرتوانمندیم در بی‌محتوا کردن کلمات!

پی‌نوشت : دوستی می‌گفت صد بار بگو “لطافت”، بعد به معنی‌اش فکر کن. درست است حالا کلمه بی‌معنی جدیدی به لغات بی‌معنی ذهنت اضافه شد!

دکتر‌ها و روحانی‌ها

معروف است که دکتر‌ها حسابی هوای هم‌صنفی‌های خودشان را دارند. فکر کنم هر کدام‌مان با این موضوع مواجه شده‌ایم. دکتری که حاضر نیست مریض دکتر دیگر را عمل کند و …

این روزها خبر‌هایی می‌آید که نشان می‌دهد روحانی‌ها بیشتر از دکتر‌ها مواظب صنف‌شان هستند؛ یکی از فشار توهین به دیگری سکته می‌کند و سومی که اتفاقا رقیب دیرینه هم بوده به صرف هم‌صنفی بودن حرف‌هایی زده که خواندی است.

به دوستان غیرروحانی توصیه می‌کنم که مواظب باشند و خیلی رقابت‌های این صنف را باور نکنند و بدتر از همه حرف‌هایی نزنند که دودمانشان را بر باد بدهد!

از قدیم گفته‌اند زن و شوهر دعوا می‌کنند و ابلهان باور می‌کنند!

دو لینک مفید

1. اگر می‌خواهید چت کنید و نمی‌توانید این سایت در همه‌جا با همه اکانت‌ها کار می‌کند.

2. اگر می‌خواهید فوری زبان برنامه‌نویسی و یا چیزی مشابه آن به زبان فارسی بیاموزید. این سایت خیلی مفید است از ایکس‌ام‌ال تا مایا اززبان سی تا پی‌اچ‌پی و حتی Matlab را آموزش می‌دهد. در این‌جا می‌توانید به صورت مهمان تمام آموزش‌ها را رایگان ببینید و یا یک فایل از این‌جا بگیرید و آن را نصب کرده و اجرا کنید.

اشاره‌ای به نفت

کمی حوصله کنید خصوصا اگر به موضوع پولِ‌نفت علاقمند هستید.

1. ماجرای اساسنامه نفت، بهره مالکانه، سود حاصل از فروش نفت‌خام سهم دولت و … چیست؟

مطلب سایت الف وابسته به دکتر توکلی :

در حال حاضر بر اساس اساسنامه شرکت نفت، دست رییس دولت به عنوان رییس مجمع عمومی شرکت ملی نفت ایران برای تصمیم گیری درباره منابع مالی این شرکت باز است و آقای دکتر احمدی نژاد تمایل دارد از این فرصت برای تامین مالی و تزریق بودجه به طرح های عمرانی و به نتیجه رساندن هر چه سریعتر آنها استفاده کند. (منبع)

2. چرا وزیر نفت شش‌ماه پیش تغییر کرد و آیا به این موضوعات ربطی دارد ؟

آیا استعفا داد یا برکنار شد ؟

صداي او (وزیر سابق) را در پايان مراسم توديعدر جمع خبرنگاران به وضوح مي شنيدي كه با قاطعيت مي گفت: من استعفا نداده ام. كسي كه مي تواند كار كند كه استعفا نمي دهد. تنها به صلاحديد رئيس جمهور كنار رفتم.(منبع)

وزیر سابق حرف‌های دیگری هم زد :

- مگر در مواقع حفظ منافع ملی، از روش های ضربتی برای پیشبرد صنعت نفت بهره نبرده ام.
- شرایط امروز صنعت نفت بی شباهت به شرایط ارتش در سال ۵۷ نیست، آن روز خیلی ها تلاش کردند که ارتش را مضمحل کنند که خوشبختانه با درایت امام این تلاش ناکام ماند و نتیجه این درایت را هم همه دیدیم. وی در پایان با بیان این که نباید صنعت نفت را تضعیف کرد، افزود: امروز نیز عده ای می خواهند صنعت نفت را از بین ببرند، شخم بزنند. من عرض می کنم که اگر این اتفاق بیفتد کشور در آینده با بحران مواجه می شود، حال این تدبیر شما است که چه کنید.(منبع)

نظر یک نماینده مجلس (پس از معرفی وزیر جدید به مجلس):

باید از آقای احمدی‌نژاد پرسید، چه انگیزه‌ای او را برای تغییر وزیر سابق و جایگزینی نوذری ترغیب کرده است!‍
تصمیم دولت در مورد تغییر وزیر سابق هنوز برای بسیاری از نمایندگان مبهم و نامفهوم است و اکنون با معرفی نوذری این ابهام عمق بیشتری پیدا می‌کند. نوذری چه کاری می‌تواند انجام دهد که وزیر سابق نمی‌توانست، آیا وزیر سابق از نوذری ضعیف‌تر بود یا آنکه دولت به دنبال فردی است که خواسته‌هایش را برآورده کند. در این صورت آیا نوذری چشم بسته، گوش به فرمان‌ خواهد بود.(منبع)

خبر سایت بازتاب در مورد علت این تغییر :

احتمال پنهان و مهم ديگر مطرح شده مخالفت وي با ارايه كامل درآمد نفتي كشور به دولت است. برخي بر اين باورند كه درآمدهاي نفتي، به ويژه سهم وزارت نفت از صادرات و فروش نفت و گاز بايد كاملا در اختيار دولت باشد، اما برخي ديگر از جمله وزیر سابق، بر اين باور بودند كه درآمد وزارت نفت به كل كشور تعلق دارد و بايد بنا بر قانون، درباره محل هزينه‌كرد آن تصميم‌گيري شود، هرچند اين روند زحماتي را براي دولت و وزارت نفت پديد آورد.(منبع)

مصاحبه دکتر توکلی در مورد این تغییر که هم‌زمان با تغییر وزیر صنایع بود :

تا آنجا كه ما اطلاع داریم مدتها بود كه تغییر برخی معاونت ها و نصب افراد خاصی در هر دو وزراتخانه درخواست می شد و آقای دكتر طهماسبی و آقای مهندس وزیری به دلیل نا مناسب بودن افراد معرفی شده، مقاومت می كردند و به نظر می رسد علت اصلی تغییر آنها هم همین بوده باشد.به هر حال نمی شود كارهای بزرگی مانند قائم مقامی وزارت نفت را به كسانی سپرد كه هیچ نسبتی با وزارت نفت نداشته اند، نه از جهت تخصص و نه از حیث تجربه. (منبع)

البته اشاره دکتر توکلی به کردان معاون سابق وزیر کار و معاون اسبق صدا و سیما بود که نهایتا به سمت مورد نظر دست یافت :

وزیر سابق رفت تا جا برای علی کردان و دیگران باز شود و چنین بود که برای نخستین بار سمت قائم مقامی وزیر نفت با حضور دادستان اسبق دادگاه انقلاب در استان‌های گیلان و مازندران تعریف شد و غلامحسین نوذری سرپرست و جانشین احتمالی وزیر سابق با کمال میل از حضور کردان استقبال کرد.(منبع)

3. مگر کردان کیست که آمدنش به نفت اهمیت داشته باشد ؟

تحلیل سایت الف از آمدن کردان به نفت (با حدس وزیر شدن او)

با توجه به سابقه و روش مدیریتی علی کردان در سازمان صدا و سیما، پیش بینی می شود در صورت انتخاب نهایی وی به عنوان وزیر نفت، دست رییس جمهور برای تخصیص سود شرکت ملی نفت ایران بیش از زمان وزیر سابق باز خواهد بود. (منبع)

تحلیل سایت روز از نقش آینده کردان در نفت :

كردان كه اكنون قائم‌مقام وزير نفت دولت احمدي نژاد شده است و قرار است طبق وعده‌هاي احمدي نژاد “مافياي ‏نفتي” را كشف و با آن مبارزه كند و از فسادهاي باندهاي نفتي – آن‌گونه كه احمدي نژاد چندي پيش قول داد- پرده ‏بردارد، از قضا خود متهم يكي از بزرگترين پرونده‌هاي بي‌سرانجام فساد مالي است كه چند سال پيش در جريان ‏يك تحقيق و تفحص از سازمان صدا و سيما فاش شده بود.‏

در اين پرونده كه در آن زمان به “اختلاس 525 ميليارد توماني” شهرت داشت، نمايندگان مجلس ششم از تخلفات ‏متعدد و گسترده سازمان صدا و سيما پرده برداشته‌اند. جالب اين بود كه اين رقم، تنها از بررسي يكي دو حساب ‏بانكي اين سازمان به دست آمده بود و نمايندگان معتقد بودند كه ميزان واقعي تخلفات به مراتب بيشتر از اين است. ‏علي كردان در آن پرونده، به عنوان معاون اداري و مالي صدا و سيما، متهم رديف اول بود.‏

اگرچه پس از چهار سال در دي ماه گذشته قوه قضاييه اين پرونده را مختومه اعلام كرد و بدين ترتيب تخلفات مالي ‏علي كردان، معاون مالي وقت صدا و سيما نيز به دادگاه كشيده نشد، اما اكنون بايد ديد آيا با حضور وي در ‏وزارت نفت كه احمدي نژاد آن را مركز فسادهاي گسترده مي‌داند، كسي بر عملكرد قائم‌مقام وزارتخانه‌ي مافياها ‏نظارت خواهد كرد؟ (منبع)

حسین آفریده نایب رئیس کمیسیون انرژی مجلس هفتم از ارتباط برکناری وزیر نفت با بودجه انتخابات می‌گوید :

آن طور که شنیده می‌شد وزیر سابق برای پذیرفتن افرادی خارج از وزارت نفت در سطح قائم مقامی وزیر نفت و مدیرعاملی یکی از شرکت‌ها که رئیس جمهوری معرفی کرده تحت فشار بوده است.
به گفته آفریده، پیش از این وزیر سابق، وزیر نفت در مخالفت با این موضوع گفته بود که من نمی‌توانم چنین کاری را بپذیرم چرا که شخص معرفی شده چنین تخصصی ندارد.
آفریده تاکید کرد: به نظر می‌رسد این موضوع منشاء اختلاف میان وزیر سابق و رئیس جمهور بوده که احمدی‌نژاد به وزیر سابق گفته بود اگر چنین نشود باید خودت بروی
آفریده اظهار داشت: وزیری انسان صادقی بود و معتقدم برای همین به این خواسته رئیس جمهوری تن نداده است.
به نظر می‌رسد شائبه تامین منابع انتخاباتی از طریق وزارت نفت دور از ذهن نباشد. (منبع)

تکمیل نقل قول‌های بالا :

موضوع کمی پیجیده است ولی در یک جمله دعوا بر سر اختیار خرج حدود 5-6 درصد فروش نفت است. چون بقیه پول‌ها را قانونا مجلس تعیین تکلیف می‌کند ولی طبق اساسنامه فعلی شرکت نفت اختیار خرج این 5-6 درصد با مجمع نفت و در راس آن رئیس‌جمهور است. عجیب نیست اگر وزیر جدید بخواهد اساسنامه وزیر سابق را پس بگیرد (منبع) و وزیر سابق مصرانه از آن دفاع ‌کند (منبع) خصوصا وقتی معلوم می‌شود که اسا‌سنامه تهیه شده وزیر سابق قول گزارش شفاف مالی را می‌دهد. (منبع)

اگر فکر می‌کنید بحث پول کمی است کافی است اعداد مربوط را در هم ضرب کنیم چیزی در حدود 3000.000.000.000 تومان می‌شود!
کسانی معتقدند این پول را باید صرف تولید نفت کرد و کسانی هم می‌گویند می‌توان با آن رای خرید!
این پول فقط برای توسعه یک فاز پارس‌جنوبی کفابت می‌کند، باید صبر کرد و دید حالا که مانع کمتر شده با آن می‌توان چند رای خرید؟!

خبر تکان‌دهنده : دولت برای بودجه سال آینده از مجلس خواسته بود که کاملا دستش برای تنظیم رابطه مالی شرکت نفت و دولت باز باشد یعنی به جای 5-6 درصد میزان پول بی‌حساب می‌شود 100 درصد!(منبع)

پی‌نوشت : امروز مجلس با این پیشنهاد مخالفت کرد.

مطالب مرتبط :

نفت دولتی يا نفت ملی؟

شرکت نفت، حیاط خلوت دولت

لینک ثابت این پست در بالاترین(+)

اصل و فرع

اصل ناب است. فرع، فرع است!

نمی‌گویم اصل خوب است، می‌گویم ناب است. نمی‌گویم فرع بد است می‌گویم فرع اصل نیست حتی قابل قیاس با اصل هم نیست.

حالا چرا، این را بخوانید تا ببنید از چه اصلی به چه فرعی رسیده‌ایم.

گرچه، چه چاره!

فرار از پاستوریزگی

واقعا زبان‌نفهم بودن هم چندان بد نیست.

مثلا وقتی از تو می‌پرسند رقص ایرانی چگونه است، تو که تا حالا در عمرت رقص ندیده‌ای می‌توانی خودت را به نفهمیدن بزنی،البته باید یادت باشد سر فرصت رقص ایرانی ببینی که دفعه بعد این ترفند را برای موضوع دیگری نگه داری!

پی‌نوشت : از دوستان پاستوریزه دعوت می‌شود این رقص(لینک مستقیم) را ببینند؛ باشد که رستگار شوند!

سه جور تقویم، سه جور فرهنگ ، سه جور روز مادر، سه جور زندگی

آقا، والنتاین هم چشم، روز سپندارمذ هم چشم. روز دیگری نیست. یک روزی هم بود که تازگی‌ها به عنوان روز عشق معرفی کردند اون‌هم چشم.

عجب ماجرایی داریم هان؛ سه جور تقویم، سه جور فرهنگ ، سه جور روز مادر، سه جور زندگی و …

ولی ظاهرا چاره‌ای نیست در هر موردی بشه یکی‌شو انتخاب کرد در مورد عشق باید هر سه تاشو تبریک گفت پس همش – از دم – مبارک!

پی‌نوشت : این هم گزارش جالبی است.

دو زندانی قدیمی؛ یکی رهبرمی‌شود دیگری تبعید

ماجرای لیفِ خیس

معمولا خودم را گربه‌شور می‌کنم. سرم را دوبار با شامپو می‌شویم و تنم را هم یک‌بار با صابون، بدون لیف.

اما از وقتی گرفتار شامپویِ‌بدن – یا به قول فرانسوی‌ها ژلِ‌دوش – شده‌ایم، در تمام پنچ شش دقیقه زیر دوش بودن فکرم درگیر لیف حمام می‌‌شود. دیگر نمی‌شود لیف نزد؛ ژل‌‌‌ِ‌دوش روی بدن می‌ماند و باید حتما لیف زد. مشکلم بعد از استفاده از لیف شروع می‌شود که من اسمش را می‌گذارم : ماجرای لیفِ‌خیس

ماجرای لیفِ‌خیس این است که بعد از استفاده از لیف، لیفِ‌خیسم را رویِ لیف‌ِ‌دیگر – که مال هم‌خانه‌ام است – بگذارم و نگران راحتی او نباشم و یا زیرِِ‌لیف او و خوشحال باشم که او راحت‌تر است.

در نگاه اول مساله خیلی کوچک، مساخره و از دل‌سیری است، اما اگر تجربه زندگی مشترک داشته باشید می‌دانید که این جزئیات چقدر مهم است و ضمنا اگر مثل من مجبور باشید کمی روان‌شناسی هم بخوانید دیگر اصلا نمی‌توانید از این خیالات به‌سادگی عبور کنید!

در نگاه دوم حل مساله آسان است : همیشه لیفم را زیرِلیف هم‌خانه‌ام بگذارم. ولی مشکل این است که آیا این حجم دقت به راحتی دوستِ‌هم‌خانه‌ام مثبت است؟

در نگاه سوم راه‌حل دیگری یافت می‌شود آن هم اضافه‌کردن میخ دیگری در دیوار برای جدا آویزان‌کردن دو لیف است. این راهِ میانه هم در خانه اجاره‌ای – که تعداد میخ‌های دیوارش را هم شمرده‌‌اند – شدنی نیست!

راه حل من – معمولا در نهایت به صورت کاملا ناخودآگاه یک‌بار در میان زیر و یا رو آویزان می‌کنم!

پی‌نوشت اول – این نوشته نمی‌خواهد به کسی چیزی را یادآوری کند؛ خصوصا به همسرم که او توجه‌ها و بی‌توجهی‌هایم را بهتر از خودم می‌داند.

پی‌نوشت دوم – فکر کنم بیشتر ازعلوم‌شناختی سردر آورده‌ام. حدس می‌زنم بتوانم در آینده پروژه‌ای در زمینه روانشناسی – احتمالا خانواده – با کمک مدل‌سازی کامپیوتری تعریف کنم و در این‌صورت به چند آرزوی ده سال اخیرم می‌رسم!