اول - متغییری تعریف میکنم به نام طولعمرشکستن!
این متغیر عبارتاست از مدتی که طول میکشد یک آدم مدعی در ادعایش، کمی شک کند. این شک – یا همان شکستن – معمولا در نوع و لحن گفتارش پیدا میشود.
دوم - در فرانسه برای هرچیز آمار میگیرند.
واقعا در پی کشف وضعیت واقعی هر پدیدهای هستند. از ساعات رفتآمد گرفته تا میزان فعالیت جنسی آدمها اطلاعات دقیق و بروزی دارند. در این جامعه متغییر من – طولعمرشکستن – برای مدیران چندان طولانی نمیشود ؛ حداکثر چند ماه. یا با عمل به ادعاهای آنها اوضاع رو به جلو پیش میرود یا صدای شکِ مدعی بلند میشود. گرچه معمولا مدعیها این جامعه هم حرفهای عجیبی نمیزنند!
سوم - در ایران همه چیز متکی به برداشتهای شخصی مدیران بودهاست و فکر نمیکنم این روش حدس در آینده نزدیک تغییر چندانی هم بکند.
چهارم - من امیدوار بودم رئیسشدن جوانترها، کمی جای آمار را پرکند و آنها بیشتر قدرت تغییر به سمت واقعیتهای کتمان شده را داشته باشند و طولعمرشکستن ادعاهای آنها کوتاهتر شود!
بعد از رئیسجمهورشدن احمدینژاد – با اینکه کلا آدم امیدواری هستم – داشتم در درستی تئوری خودساختهام شک میکردم.
این روزها ظاهرا تغییراتی در جریان است. من در دو مصاحبه اخیر او قدری عاقلانه برخورد کردن دیدم. امیدوارم هرچه زودتر این تغییر در رفتارش هم پدید بیاید.
مسیح علینژاد تغییر در مصاحبه اول را دیده.
و جوادکاشی تغییر در مصاحبه دوم را.
البته خداوکیلی با توجه به سابقه مدیران ایران طولعمرشکستن احمدینژاد چندان زیاد نبود چیزی در حدود دوسال و نیم!! بیچاره ما که مجبوریم امیدوار باشیم طولعمرشکستن رئیس بعدی کوتاهتر باشد!
]چه جالب نوشتی متغیر جالبی بود خیلی جالب بود – وحید فقط یک سوال چیز دیگری فکر نکن لطفاً – نمیشه گفت شاخص Index باشد، طول عمر شکستن و چند تا متغیر Variable داشته باشیم؟ – مثل انرژی فرد – انرژی دوستان فرد – شرایط عاطفی فرد – شرایط روحی فرد – شرایط کارمایی فرد- اینها همه باشند متغیر ها که با x , y , z , d , f خیلی خوب گفتم نه؟
خیلی عالی بود نوشته شما مرسی.