بایگانیِ دسامبر, 2007
Bonne Année
Chers amis,
Joyeux Noël et Bonne Année 2008 !
تختخواب دونفره ما
نه سال از همتختی -همسری – من و همسرم میگذرد.
1 - اولها – در خانه پدری من و یا همسرم – ما روی یک تخت یکنفره با عرض یک متر میخوابیدیم. با اینکه هردو به نوعی بیتجربه و ناپخته بودیم ولی خوش خوشانمان بود. نامزد بازی و این حرفها …
8 سال بعد -بهجز یکماهی- روی تخت دونفره با عرض 140 سانتیمتر -تقریبا نیممتر کمعرضتر از تختهای دونفره معمولی- خوابیدیم. اگر امتحان کرده باشید میدانید که نزدیک همسرمهربان بودن چه لذتی دارد!
در این کشور غریبه؛ چند وقتی هست که تخت جدیدمان به جز کوچکی خاصیت دیگری هم پیداکرده. به خاطر کوچک بودن چوب داخلی آن، اگر وزن یک طرف آن خیلی زیادتر شود از آن طرف فرو میرود و شبیه الاکلنگ یکطرفه میشود! این خاصیت تختمان هم به لذت با همبودنمان افزوده. یکجور مواظبهمبودن حتی در خواب!
2 – حکایت زندگی دو نفره ما هم خیلی شبیه این ماجرای تخت دونفرهمان است. ماجرای وابستگی زیاد بههم و حساس بودنمان به رفتارهم!
3 – چند وقتی است که به بچه فکرمیکنیم و برای سه سال آینده و بچه احتمالی نقشه میکشیم!
دیشب احساس کردم که بعد از بچهدارشدن باید تختمان را عوض کنیم و تخت بزرگتر و مستحکمتری بگیریم. تا حداقل مدتی بچه بتواند میان ما به آرامی بخوابد.
امروز تلنگری خوردم و حس کردم و خودمان را هم!
پینوشت : دوری همسر است دیگر اگر بیربط به نظر رسید شما ببخشید!
طولعمرشکستن
اول - متغییری تعریف میکنم به نام طولعمرشکستن!
این متغیر عبارتاست از مدتی که طول میکشد یک آدم مدعی در ادعایش، کمی شک کند. این شک – یا همان شکستن – معمولا در نوع و لحن گفتارش پیدا میشود.
دوم - در فرانسه برای هرچیز آمار میگیرند.
واقعا در پی کشف وضعیت واقعی هر پدیدهای هستند. از ساعات رفتآمد گرفته تا میزان فعالیت جنسی آدمها اطلاعات دقیق و بروزی دارند. در این جامعه متغییر من – طولعمرشکستن – برای مدیران چندان طولانی نمیشود ؛ حداکثر چند ماه. یا با عمل به ادعاهای آنها اوضاع رو به جلو پیش میرود یا صدای شکِ مدعی بلند میشود. گرچه معمولا مدعیها این جامعه هم حرفهای عجیبی نمیزنند!
سوم - در ایران همه چیز متکی به برداشتهای شخصی مدیران بودهاست و فکر نمیکنم این روش حدس در آینده نزدیک تغییر چندانی هم بکند.
چهارم - من امیدوار بودم رئیسشدن جوانترها، کمی جای آمار را پرکند و آنها بیشتر قدرت تغییر به سمت واقعیتهای کتمان شده را داشته باشند و طولعمرشکستن ادعاهای آنها کوتاهتر شود!
بعد از رئیسجمهورشدن احمدینژاد – با اینکه کلا آدم امیدواری هستم – داشتم در درستی تئوری خودساختهام شک میکردم.
این روزها ظاهرا تغییراتی در جریان است. من در دو مصاحبه اخیر او قدری عاقلانه برخورد کردن دیدم. امیدوارم هرچه زودتر این تغییر در رفتارش هم پدید بیاید.
مسیح علینژاد تغییر در مصاحبه اول را دیده.
و جوادکاشی تغییر در مصاحبه دوم را.
البته خداوکیلی با توجه به سابقه مدیران ایران طولعمرشکستن احمدینژاد چندان زیاد نبود چیزی در حدود دوسال و نیم!! بیچاره ما که مجبوریم امیدوار باشیم طولعمرشکستن رئیس بعدی کوتاهتر باشد!
بداند هديه است
حسینی قائممقام اینگونه امینپور را میشناخته :
من نيز کتابي از تازههاي خود را به او تقديم کردم، بدون آنکه آن را قلمي کنم. چه، نه آن را هديهاي درخور ميديدم و نه مايل بودم که ژست رسمي به خود بگيرم، اما با اصرار چندباره او چيزي در صفحه نخست نگاشتم و آن را به «برادر عزيزم استاد قيصر امين پور» تقديم نمودم.
گفت: «ميداني چرا اصرار کردم که کتابت را پشتنويسي کني؟» و بيآن که منتظر پاسخ بماند، ادامه داد: «روزي شخصي کتابي نوشت و آن را به استاد فروزانفر هديه کرد، فروزانفر از او خواست آن را پشتنويسي کند و آن شخص تأدبا امتناع کرد، اما فروزانفر به او گفت: آقاجان بنويس تا اگر کسي آن را در کتابخانهام ديد، بداند هديه است و گمان نبرد که من براي هر… پول ميدهم.»
طلسم دایی
ماجرای طلسم علی دایی را خوانده بودم و فکر میکردم عجب ذهن طنزپروری داریم ما ایرانیها. این خبر را خواندم ماتم برد!
” در این دیدار علی دایی به پاره ای از مشکلات خود و باشگاه سایپا که از قرار معلوم همان شخص جادوگر و طلسم تیم بوده، اشاره کرده و آیت الله العظمی بهجت نیز دستورات و توصیه هایی را به او فرموده اند و برای او و رفع مشکلاتشان دعای خیر کرده اند“
بهنود خوانی این روزها
چقدر بعضی حرفها همان است که باید باشد : “ آدمیزاد در حالت فردی برای تأثیر گذاشتن بر سرنوشت خود و جامعه و فرهنگ و ملتش کمتوان است.” مسعود بهنود در جمع ایرانیان در تورنتو سخنرانی کرده.
در این سخنرانی از هویت ایرانی حرف زده :”اصلاً معلوم نیست که ما چه کسی هستیم. ما آن کسی هستیم که به ایران حمله کرد یا آن کسی که قبلاً بود؟ بعضیها میگویند اعراب به ما حمله کردند. من نمیدانم که پدربزرگم آن کسی بود که آمد یا آن کسی که به او حمله شد.“
از تاریخ نفت و تاثیرش در حرکتهای ایرانیها :”سال ۱۹۰۶ زمانی که انقلاب مشروطیت شد، خیلی تصادفی نبود که درست سه ماه بود که نفت از جنوب ایران بیرون زده بود. یعنی سه ماه بعد از اینکه معلوم شد این نفت در جنوب ایران تجاری است، ملت ایران مشروطیتش به نتیجه رسید؛ در سفارت انگلیس باز شد و همه رفتند آنجا بست نشستند.“
و حکایتهای تاریخی حیرتانگیزی هم تعریف کرده است :”هشت سال بعد از پناهندگی روزی رفتم پیش او (محمدعلی شاه.) به من گفت «آقا جان من تازگیها در یک روزنامهی فرانسوی چیز مهمی را خواندم.» گفتم: «چه خواندی؟» گفت: «من تازگیها خواندهام در جنوب ایران چیزی به اسم نفت در آمده است.» این یک پادشاه قدر قدرت است. پادشاهی که هشت سال بعد از این که رفته دور دنیا، میفهمد که چیزی به اسم نفت در آمده است. تا ۲۵ سال بعد از این تاریخ، از پایتخت ایران به این چاه و جنوب راهی نبوده است. باید مردم میرفتند روسیه و از روسیه میرفتند استانبول و از آنجا با کشتی به جنوب میرفتند و از آنجا دور میزدند و از ته خلیج فارس میرفتند آبادان یا خرمشهر. راه وجود نداشته؛ ولی بابت آن، سرنوشتمان در تلاطم بوده.“
اعتصاب آنها و اعصاب ما – قسمت آخر
سئوال رایگیری :
êtes-vous pour la reprise immédiate des cours sur le campus lettres et sciences humaines ?
Oui / Non / Ne se prononce pas
نتیجه رایگیری :
Inscrits sur les listes : 7199 étudiants
Votants : 3726
Taux de participation : 51,57%
OUI : 1969 soit 52,84% des votants
NON : 1465 soit 39,32% des votants
Ne se prononcent pas : 292 soit 7,84% des votants
La consultation montre qu’une majorité d’étudiants est favorable à la reprise immédiate des cours
En conséquence, je demande aux enseignants et aux étudiants de reprendre les cours dans la journée de demain, mardi 4 décembre
دانشگاه بازگشایی شد. 4 امتحان در هفته آینده و فعلا خداحافظ.
اعتصاب آنها و اعصاب ما – دوم
اول - گفتگو با دکتر سعید پیوندی استاد جامعهشناسی دانشگاه پاریس در خصوص اعتصابات دانشجویی در فرانسه (رادیو زمانه)
اطلاعات جامعی از نحوه برخورد دولتهای فرانسه با دانشجویان دارد. (اگرباز نشد در اینجا بخوانید)
با تشکر از آقای نعیمی.
دوم - دانشجویان فرانسوی: نمیخواهیم دانشگاهها تجاری شود. (فرارو)
اطلاعات جالبی دارد به خواندنش میارزد.
اعتصاب آنها و اعصاب ما
اول - دانشگاه ما 15 روز است که در اعصاب است. 60 دانشگاه از 85 دانشگاه فرانسه در این اعتصاب شرکت کردهاند. البته این آمار خیلی جامع نیست. مثلا در شهر ما – نانسی – سه دانشگاه وجود دارد که فقط دانشگاه نانسی2 که رشتههای علومانسانی دارد در اعتصاب است. در این دانشگاه هم فقط ورودی ساختمانهای محوطه اصلی با زنجیر بسته شدهاند و مثلا دانشکده ریاضی-کامپوتر که در ساختمان دیگری واقع است کاملا فعال است.
دوم - این اعتصاب به دعوت انجمنهای صنفی دانشجویی به راه افتاده است. برای مخالفت با قانون استقلال مالی دانشگاهها و به طبع آن کم شدن بودجه دولتی آنها. البته دانشجویان این قانون را مقدمه آمریکاییکردن آموزشعالی فرانسه میدانند.
سوم - در دانشگاه ما دانشجویان سه گروه هستند. گروهی که در این موضوع شدیدا فعالند و معمولا مخالف این قانون هستند. گروهی که موافق این قانون هستند ولی سکوت میکنند و گروهی که با تعطیلی دانشگاه مخالفند و چندان در مورد این قانون نظری ندارند. نکته جالب اینکه جو عمومی دانشکده حقوق دانشگاه ما – که ظاهرا قدمت زیادی دارد و مستقل از دانشگاه عمل میکند – به نفع سارکوزی و این تغییرات است!
چهارم - در دانشگاه ما برای این 15 روز اعتصاب تا به حال 5 گردهمآیی و رایگیری انجام شده است. در تمامی آنها بعد از بحث چند ساعته آزاد درباره این قانون، با نظارت رؤسای دانشگاه برای 3 روز ادامه اعتصاب، رایگیری شد. در آخرین رایگیری که به خاطر اعتراض برخی دانشجویان محرمانه برگزار شد 1500 نفر (19٪ دانشجویان ثبتنام کرده در دانشگاه) شرکت کردند که 85٪ آنها با قانون جدید مخالفت کردند و 65٪ آنها موافق ادامه سه روزه اعتصاب بودند.
پنچم - قبل از آخرین رایگیری، رئیس دانشگاه -که ظاهرا خودش موافق این قانون است – تهدید کرد که به هر نحو که شده این اعتصاب را میشکند!
قانونا شورای عالی دانشگاه حق دارند پلیس را برای بازگشایی دانشگاه فرابخوانند!
ششم - دیروز ظاهرا مذاکرات شوراهای صنفی با رئیس دانشگاه باعث شد که تصمیم گرفته شود که دوشنبه رایگیری بعدی به صورت اینترنتی باشد. احتمالا رئیس دانشگاه امیدوار است گروه دوم و سوم دانشجویان در این رایگیری حضور پیدا کنند و اعتصاب بی درد سر تمام شود.
هفتم - اینجا به طرز اعصاب خوردکنی همهچیز “مدنی” است!!
موخره – این اطلاعات شفاهی جمعآوری شده و در پستهای بعد کامل میشود.
