ای ساربان لیلای من چرا می‌بری

دلم گرفته. او رفته و دلم بهانه شعر می‌گیرد. فقط شعرنه‌، گریه می‌خواهد؛

ای ساربان کجا می‌روی، لیلای من چرا می‌بری… (با اجازه آرش)

3 دیدگاه »

  کمانگیر wrote @

اجازه ما هم دست شماست رفیق. :)

  قدسي اله وردي wrote @

سلام
واقعا ناگهاني و خيلي غم انگيز بود رفتن قيصر امين پور
من از راديو پيام شنيدم همون روز اول وبراي چند نفر هم sms كردم .
توي وبلاگها داشتم دنبال اثري مي گشتم كه اون موقع هنوز كسي خبر نداشت ولي شما اين شعر رو گذاشته بوديد شايد يه اتفاق شايد هم تله پاتي!!!!!

  آدینه wrote @

سلام
آقا این مطلب که مجاز نبود ما بخونیمش!!!!!!!!

یک‌وحید: هان؟ نفهمیدم؟


دیدگاه شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>