زن و پول

طلا را با آتش، مرد را با زن و زن را با پول بیازمایید!

این سخن بقراط است. از این سخن برداشت‌ها می‌توان کرد. بدیهی‌ترینش در این عالم فراموش شده. زن و مرد به هم کشش دارند چون مرد طالب زن است و زن طالب پول!

ولی چه می‌شود وقتی مردی این نقش خود را از دست داد و زنی هم در نقش طبیعی خود ظاهر نشد؟

همین وضع سردرگم امروز در بسیاری از خانواده‌های پیر و جوان پدید می‌آید. خانواده‌هایی را می‌شناسم که علی‌رغم مشکلات فقط به دلیل همین نقش‌ها ادامه یافته ویا مشکلاتشان حل شده یا تحمل و خانواده‌هایی را می‌شناسم که علی‌رغم نزدیکی ذهنی زن و مرد آن، به دلیل کمبود این نقش‌ها درونش غوغایی است. یا ازهم پاشیده یا به طلاق خاموش انجامیده!

این ماجرا خیلی خانواده‌های قدیمی و جدید و یا سنتی و مدرن هم نمی‌شناسد. طبیعی هم هست.

زن ارزشش را در میزان پولی که مرد در می‌‌آورد می‌بیند. مدرن‌ترین زنان آخرش به مردی که به دلایل حتی منطقی کم‌درآمد است دل‌خوش نیستند. هرزن می‌تواند در نظر خود د‌ه‌ها لحظه و موقعیت به یاد آورد که مردش می‌توانست با سختی بیشتر زندگی بهتری فراهم کند.

مرد هم ارزش خود و مقبولیتش را بیش از همه‌چیز در رفتار جنسی زنش می‌جوید و مگر نه که می‌گویند در حالی که زن دل‌خوش است؛ کام‌جویی‌اش می‌آید! و باید انصاف داد؛ مگر زن یک ابزار است که هرلحظه در خدمت آماده باشد؟ مدرن‌ترین مردان هم در نهایت زنی را می‌‍پسندد که نه تنها هروقت و هرجا آماده باشد که خودش دل‌بری کند و …

حالا چه بر ما می‌گذرد؟

در خانواده‌هایی که بر این نقش‌ها استوار نیست یک چرخه معیوب شکل می‌گیرد. بی‌انگیزگی دو طرفه! این آن را متهم می‌کند و آن این را و …

این‌که راه چاره چیست بماند برای بعد. فقط یک نکته : من زوج‌هایی را موفق می‌دانم که برای این مساله در این حالت راهی یافته باشند. یعنی مرد به طور معنی‌داری منبع تولید پول نباشد و بازهم خانواده به طور حقیقی پایدار و تامین‌کننده نیاز‌های عاطفی.

من چنین زوج‌های موفقی کم می‌شناسم خیلی کم!

پی‌نوشت اول – خانم‌های محترم لطفا دقت کنید من آقایان را بیشتر نقد کرده‌ام!!

پی‌نوشت دوم – می‌شود نظرتان را بدانم؟

تا کنون 19 نظر داده شده »

  شبستان wrote @

1- نمیشه گفت همه خانوما به طلا فکر میکنن و همه آقایون به خانوما!
من خیلی از خانومایی رو میشناسم که به هیچ وجه از طلا خوششون نمیاد.
2- خانومایی هستن که به دلیل سردی همسرشون ازشون طلاق میگیرن.

  parissa wrote @

اعتدال چيزي است كه هم آرامش به دنبال دارد و هم اطمينان .
مسلماً پول «همه چيز» نيست و البته كه بيشتر از « هيچ چيز » مي ارزد .
و مرد به هيچ وجه ماشين پول ساز نيست . هزاران مسئوليت بر گردن مرد است كه مطمئن باشيد اگر مردي اكثريت وظايف خود را بداند و عمل كند ، زن از پول و پله براحتي چشم مي پوشد.نمونه ي اين امر را در برخي از ازدواج ها مشاهده مي كنيم . دختر با پسري كه شرايط مالي اش براي اداره ي يك خانواده به درد نمي خورد ازدواج مي كند . حتي ممكن است با خانواده و خيلي كسان ديگر مخالفت هم بكند . چرا ؟ چون احتمالا چيزهايي از پسر ديده ( غير از پول) كه او را خواهان زندگي با اين آدم كرده .
مرد ايده آل مردي است كه نيازهاي زن را بفهمد . مسلماً نياز هاي يك زن فقط در مسائل اقتصادي خلاصه نمي شود . گاهي زندگي مشترك يك زوج حتي در حد همصحبتي هم نيست . وقتي مردي نيست كه به وراجي هاي زن با علاقه گوش بدهد و بفهمد او را … آيا پول اين مرد خواهد توانست گوش باشد براي حرفهاي زن ؟
و مرد هم گاهي هيچ از زن نمي خواهد ! من زندگي اين چنيني را ديده ام . شما مي گوييد مدرن‌ترین مردان هم در نهایت زنی را می‌‍پسندد که نه تنها هروقت و هرجا آماده باشد که خودش دل‌بری کند و …!!!
ولي اين فقط نياز مرد نيست وحيد عزيز . آيا زن دوست ندارد در نظر مردش زيبا باشد و اين را از زبان او بشنود ؟ كه خيلي از مردها …. خيلي از مردها اين كلمات را از زن زندگيشان دريغ مي كنند . اين كلمات كمتر از پول نيستند ! تا به حال به مشكلات زناني گوش داده ايد كه مي گويند همسرم هيچ تمايلي به من ندارد ؟ و پوشش و آرايش و مسائل جزئي تر هيچكدام در نظر مرد توفيري نمي كند؟ البته كه مي كند .تنها مشكلي كه وجود دارد اين است كه مرد لال است ! لال !
مرد بعنوان پدر مسئول كه فرزندانش تمام زندگيش هستند ، براي يك زن ، مردي است ايده آل .
مردي كه وقتش را در اختيار خانواده اش قرار مي دهد .
مردي كه تمام تلاشش براي فراهم آوردن رفاه زندگي خانواده است ..
مردي كه « مرد » است …
اينها از مواردي هستند كه اهميت پول را در نظر زن پايين مي آورند .
و الان چيزهايي به ذهنم مي رسند كه شايد مناسب نيست در اينجا بنويسم . در كل … سواي پول ، مرد كارايي هاي ديگري هم مسلماً مي تواند داشته باشد !
و تكرار مي كنم : اعتدال !
هرچيزي مهم است .
و البته من هم مثل شما زوجهاي موفق را خيلي كم … خيلي كم مي شناسم !

  اکرم wrote @

سلام
این برداشت که “زن و مرد به هم کشش دارند چون مرد طالب زن است و زن طالب پول!” به نظرم خیلی نگاه ناامیدانه ای است که یک مرد می تواند از خودش در برابر یک زن داشته باشد.
تحلیل تان جاییش می لنگد طوری که تعریف زوج موفق تان را نمی توانم استقرار مانند دنبال کنم از آن دلایل کشش تان. می گویید “زوجی که مرد به طور معنی‌داری منبع تولید پول نباشد و بازهم خانواده به طور حقیقی پایدار و تامین‌کننده نیاز‌های عاطفی.” خوب اینکه یه طرفه شد! پس اگر “زن نقش طبیعی! خود ” را نداشته باشد چه؟ و خوب جایی هم برای نقش دیگری نگذاشته اید در این تحلیل که؟
من به این رسیدم که: بقراط گفته “بیازمایید” نگفته “نگه دارید”
چندان کامل نیست تجربیاتم اما گمان می کنم مرد به زن و زن به مرد کشش دارد چون روح زن به روح مرد کشش دارد و بالعکس با همان نقش های طبیعی و همان ارزش های انسانی شان.

  اکرم wrote @

استقرا :)

  neo wrote @

چالشی تکراری رو به نحوی زیبا و جالب معرفی کردید. این وضعیت البته فکر می کنم بیشتر در خانواده های ایرانی مصداق داشته باشد. لذا شاید شما با توجه به این که در کشور دیگری زندگی می کنید بتوانید ببینید که خانواده های کشورهای دیگر با این معضل چه می کنند. عجالتا چند نکته به نظرم می رسد:
1) ریشه مساله به نظر من در برداشت های انجام شده از مذهب قرار دارد. آنان که قوانین دینی را ترجمه می کنند، می گویند بر عهده مرد است که در هر حالی نفقه همسر خود را فراهم کند. و زن نیز لازم است در هر حالی تمکین داشته باشد تا جایی که اگر یکی ازین دو فراهم نباشد، طلاق مجاز است. البته در این که این ها قوانین اولیه هستند یا ثانویه، بحث هایی وجود دارد ولی به هر حال این حکم به همین صورت، منابع ظلم های فراوان به زنان شده است تا جایی که حتی جماع زن و شوهر در رساله های عملیه حرام نشده و تنها بر کراهت آن حکم داده شده است. مدرک آنان نیز آیه ای از قران است که “زنان کشتزارهای شما هستند از هر طرف که خواهید در انها در آیید” که برخی از فقها برداشت بر مباح بودن مساله ذکر شده دارند.
2) یکی از ریشه های توقع مالی، در یکسان نبودن وضعیت زن ومرد نه در رابطه خودشان، بلکه هنگام وجود یک بچه است. سهم مرد در به دنیا آمدن بچه تقریبا ناچیز اما سهم زن حداقل 9 ماه بارکشی و دردها و مشکلات حاملگی و در انتها نیز دردی عظیم است که به تعبیری از مردن نیز بدتر است. بعد از زایمان، مسوولیت بچه “خود به خود” با زن می شود در حالی که تتها شیردهی، وظیفه ای ست که مرد نمی تواند در آن مشارکت داشته باشد. شاید اینکه نفقه ب رعهده مرد است، به این ماجرا هم ربطی داشته باشد. به نر من این درست نیست گه بگوییم نفقه و تمکین با هم هستند زیرا مجموعه پیچیده ای از وظایف بین زن و مرد در مذهب و جامعه تعریف شده که برای دریافت منطقی بودن آن ها، لازم است مجموعه مقررات گفته و ناگفته رابه طور کامل مورد بررسی قرارداد نه فقط جفتی از آنها را.

  neo wrote @

اما سوای ریشه ها، د ربحث “چه باید کرد درخانواده های مدرن” مشکل همین مدرنیته است که درست وارد نشده و در هر کجا، تکه هایی از آن وجود دارد.
به نظر من راهکار اینه که هر کدوم از دو طرف خودشان و توقعاتشان را بدون خودسانسوری، بفهمند. توقعات طرف مقابلشلن را هم بدون نقد، فقط بفهمند و بعد، ببینند که با هم، ا زکدام هایاشن می توانند یا باید، بگذرند و در باره آن ها تصمیم بگیرند. کار آسونی نیست.
باز هم به عنوان نظر شخصی، هر نهادی را که مخل رشد و پیشرفت باشد درست نمی دانم و نیز نهاد خانواده را، اگر که دوام و بقای آن بر گذشت کردن های من از خواسته هاییم که زشت و پلید نیستند، شکل بگیرد. و حتی تفاهم آمیزناک (!) ترین ازدواج ها هم روزی به این جا می رسند که باید برای رشد یا بهتر شدن یا حرکت یا پیشرفت یا هرچی، یکی از طرفین گذشت کند یا آن یکی پسرفت کند تا هماهنگی و تعادل حفظ شود. و این امری ست بس پیچیده. در سنت ما، این توقع از زن وجود دارد و هر جا که قرار شود مرد هم چنین کار یکند مشکلات پیش آمده مکرر است.
مثلا این که من به عنوان مرد، وظیفه تامین نفقه را دارم اما می خواهم درس هم بخوانم و شاید به دلایلی، نتوانم این دو را با هم هماهنگ کنم لذا باید تصمیم بگیرم که از درسم بگذرم یا از آرامش خانواده ام یا اصلن از کل خانواده ام! یا زنی که ناچار است ستم هایی را در بحث تمکین بپذیرد تا بچه ها، آواره نشوند و طلاق اتفاق نیفتد و ازین دست.

شما که “من زوج‌هایی را موفق می‌دانم که برای این مساله در این حالت راهی یافته باشند. یعنی مرد به طور معنی‌داری منبع تولید پول نباشد و بازهم خانواده به طور حقیقی پایدار و تامین‌کننده نیاز‌های عاطفی” اما چطور زن بتواند به طرز معنی داری درد بچه دار شدن را هم با مردش تقسیم کند یا سایر ظلم ها و تبعیض های جامعه را در حق او و زن بودنش. آیا فقط این که مجبور به تمکین نباشد، کافی ست برای این که باید، بخشی از مسوولیت های مالی خانواده را هم به عهده گیرد؟ آن هم با کار کردن در دنیایی مرد سالار که در آن دارای حقوق اجتماعی مساوی با مرد نیستند؟ من فکر می کنم نه. پس چقدر کافی ست؟ چه درصدی از مسوولیت های مالی خانواده؟… جای بحث دارد.

  اشنای رهگذر wrote @

-کتاب هویت میلان کوندرا را خوانده اید؟ !موضوعش همین است زن و مردی در نقشهای نا معمول. خواندنش شاید جالب باشد.
به نظرم درامد داشتن مرد برای زن مهمتر از میزان درامد است.

  آمیر wrote @

آقای یک وحید سلام!
من ترجیح می دم تا وقتی مجبور نشدم، به این مشکلی ه شما تو این پست مطرح کردین فکر نکنم!!

ضمناً یه بار یکی از دوستان اومده بود اشتباهی تو وب من واسه شما کامنت گذاشته بود! خبر نداشتم شما اینجایین!

  يک‌وحید wrote @

آمیر جان لینک اونو می‌ذاری تو وبلاگت پیداش نکردم!!

  soboone wrote @

سلام به وبلاگ من هم سر بزن ممنون

  Sara Raha wrote @

ببخشید وحید خان گرامی, ما مخلص نوشته های شما هستیم ولی آنقدر فرضیه شما که بر آن مبنا مقاله تان را نوشته اید سست و فرسوده است که نمیشود کامنت گذاشت!

  علیرضا حسینی wrote @

اون جمله‌ای رو که از بقراط نقل کردید، اگر بپذیرم؛ اما کل مطلب شما رو نمی‌پذیرم. مرد طالب زن است و زن طالب مرد. تمایل به پول و ثروت‌های مادی هم در بین هر دو طرف است.

نه جانم، مهم اندیشه‌هاست. و اعتقادات و تجربیات و… اندیشه‌های ما را شکل می‌دهند.

با نظر Sara Raha کاملاً موافقم.

  مریم wrote @

این حرفها کاملا درسته اما تا وقتی زن نیاز مالی داشته باشه اما توی زمونه الان که زنها راحت درامد دارند معیارهای دیگه ای مثل مهربانی و جنتل من بودن
نقش پیدا میکنهواما خوب موافقم که مرد در هرحالتی یک زن دلربا میخواد!این رو نمیشه کاریش کرد.

  myminimals wrote @

نمیشه گفت غلطه.اما دلایل پاشیدن یه خانواده فقط این نمیتونه باشه.یعنی این شرط لازمه اما کافی نیست به نظر من

  Mohamad wrote @

به دليل پيچيدگي انسانها اعم از زن و مرد نوع مطالبات بسيار نسبي است.به ويژه درباره ي خا نومها.

  هستی wrote @

خيلی ساده انگارانه بود.

  مانا wrote @

نوشتی “مردها زنی رو می پسندند که خودش دلبری کند”. این موضوع خیلی فرق داره با این که طلب زن از مرد، نیاز جنسیه. به طور کل، زنها در “بیان” و “ابراز” از مردها تواناترن. حالا این ابراز راجع به هر حسی ممکنه باشه. در مورد حس جنسی هم، مرد دلش می خواد این ابراز و “عشوه” از طرف زن صورت بگیره، چرا که هم راحت تر احساسش رو رها می کنه، هم یه جورایی کامل تر و بهتر بیانش می کنه. اما این فقط شروع رابطه است. اگه مرد در ادامه دادن بلنگه، هر چه قدر هم توانایی مالی داشته باشه، نمی تونه جای سردی جنسیش رو برای زن پر کنه. رابطة جنسی رکن مهمیه تو رابطة زن و مرد و بر خلاف اون چیزی که تو نوشتی، طلب هر دو طرفه و اصل مهم برای دو طرف.
در مورد کشش زن به مرد و اینکه پول مرد براش مهمه، از طرف من، به عنوان یک زن کاملا رده (البته من ازدواج نکرده ام، این رو هم باید در نظر گرفت). من با مریم موافقم. این مساله مالِ وقتیه که زن نیاز مالی داره. “زن مدرنی” که تو ازش یاد کردی، شغل داره و درآمد. به واسطة ارتباط بیشترش هم با جامعه و مراحلی که طی کرده تا یک “زن مدرن” شده، انتظاراتش از مرد، مسایل مالی نخواهد بود.

  saye wrote @

درسته . حتی اونایی هم که این نقش ها رو بازی نمی کنن موقع دعوا منتشو میذارن .

یک‌وحید: ممنون که یکی همراهی کرد! ه

  قدير wrote @

اين درست است كه زنان فقط پول را دوست دارند چون هر زني كه شوهرش نتواند او را تامين كند مطمئنا از او جدا خواهد شد و يا ساز ناسازگاري مي زند.
من مانده ام حضور مرد دوست داشتن ها به كجا ميرود چگونه مي تواند يك مرد با زني زندگي كند كه به جاي عاشقانه نگاه كردن به همسرش فقط عاشقانه به ويترين مغازه ها مي نگرد و ويترين مغازه ها را مهمتر از شوهرش مي داند انگار مرد خلق شده تا او را به كالاهاي پشت ويترين شيشه ها قراردارد برساند آخر اين چه زندگي است و يا مرد زن را فقط بخاطر مسائل جنسي اش مي خواهد اگر چنين باشد عاقلانه اش اين است كه همسر خود را كنار بگذارد و ازدواج موقت كند چون هم مسئوليت او كمتر است و هم از تنوع بسيار بيشتري برخوردار است. پس چگونه است كه مردان يك زن را بر ميگزينند و يك همسر را انتخاب مي كنند پس همه چيز براي مردان مسائل جنسي نيست مردان عاطفه و محبت ميخواهند و نمي خواهد مانند يك ماشين كار كنند تا زنان به آرزوهايشان برسند، آنان دوست دارند با هم باشند تا در كنار هم چيزي را بسازند.
اما متاسفانه زنان فكر مي كنند همه چيز همين رابطه جنسي است و فقط جنسيت است كه براي مردان مطرح است و مرد هيچ دغدغه ديگري بجز مسئله جنسي اش ندارد و اگر به او اين مسائل را نرسانند چه خواهد شد


نظر شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>