تصمیم‌آخر

هنوز سیزده روز برای انتخاب بین علوم‌شناختی و کامپیوتر وقت دارم، ولی تقریبا تصمیمم را گرفته‌ام.

بعد از اطلاعات قبلی حالا اطلاعات تکمیلی :

اول- پس از مستریک(Master1) کامپیوتر می‌توان مستردو(Master2) علوم‌شناختی خواند و در این رشته پروژه فوق‌لیسانس را انجام داد.

دوم – زبان رشته کامپیوتر کمی آسا‌‌ن‌تر از زبان مورد نیاز علوم‌شناختی است.

سوم – دوست ایرانی برای ترم آینده در رشته کامپیوتر ثبت‌نام کرده است که هم زبان فرانسه و هم کامپیوترش خوب است. یعنی اگر من هم کامپیوترثبت‌نام کنم یک هم‌کلاسی باسواد ایرانی خواهم داست.

چهارم – مرکز تحقیقاتی که از این رشته پشتیبانی می‌کند(Loria) در آخرین رده‌بندی مراکز تحقیقاتی دنیا، پنچاه‌و‌هشتم بوده است. البته چندان قابل اعتماد نیست ولی خوب کمی مشهور است.

نتیجه‌گیری : با این‌که دلم شدیدا روانشناسی و فلسفه و… می‌خواهد در یک اقدام عاقلانه- که از من بعید بود – تصمیم گرفته‌ام مستریک کامپیوتر بخوانم!

پی‌نوشت اول – از همه خصوصا دوستان نزدیک‌تر بابت استرس تحمیلی عذر می‌خواهم قول می‌دهم این نوع استرس از سالی یک‌بار تجاوز نکند!

پی‌نوشت دوم – دوست هم‌کلاسی آینده خیالش راحت باشد. امیدوارم در مستریک پس از من شاگرد دوم شود که برای آینده هرچه دوست داشت انتخاب کند!

پی‌نوشت سوم – کلاس زبان می‌روم و حوصله‌ام برای کارهای دیگر کم شده شما ببخشید!

تا کنون 9 نظر داده شده

  اکرم wrote @

سلام
مدتیه می خونم نوشته هاتون رو با اجازه!
راستش خواستم بگم خوندن علوم شناختی در مستر دو یه کم همچین وعده و وعید به نظر می رسه که به اون دل بینوا هی می دید. البته ایشاله که به مرادش بالاخره برسه زمانی.
(ببخشید وکیل وصی دلتون شدم یهو :)
موفق باشید.

  ساینا wrote @

طبق اطلاعات امید اون همکلاسی ایرانی که منم دلمو بهش خوش کرده بودم می خواد مستر 2 بخونه. راست و دروغش با امید. می دونی که ید طولایی در اذیت کردن من داره. پیروز باشی.

  ساینا wrote @

تازه اش هم اکرم راست می گه!

  ساینا wrote @

من که اساسی می خوام برم دنبال دل! می خوام علوم شناختی بخونم از لیسانس. من که پی اسم فوق لیسانس نیستم. ازدواج سنتی رو هم که بی خیال شدم;) درسای لیسانس علوم شناختی رو هم که دوست دارم. بلدشونم نیستم. سر کیو می خوام کلاه بذارم؟
من چی کار کنم؟ دعوا نکن. دگران را خرد آموخت مرا مجنون کرد!

  ری را wrote @

وقتی عقل برای آدم تصمیم بگیره یه روزی و یه جایی آدم رو تنها می گذاره.
گاهی عقل ساکت میشه. اون هم در لحظات آخر و مهم. نمی دونم حس می کنم عقل همیشه می خواد نشان بده، یه سر و گردن از ما بیشتر می فهمه. می خواد نشون بده بدون اون ول معطلیم.
همیشه در جنگ عقل و دل، عقل برنده است.
بیچاره دل. بیچاره ما!

  ساینا wrote @

تازه اش هم اون مرکز پنجاه و هشتم از علوم شناختی هم پشتیبانی می کنه.
مولانا رو داشته باش:
پای استدلالیان چوبین بود پای چوبین سخت بی تمکین بود

  helia wrote @

من چون خيلي عاقلم جدا از تصميمي که گرفتي استقبال ميکنم
:D

  samira wrote @

ummm….Ok, If you think of a better future (financially) it’s a good choice, and beside that, you can easily find a job in Iran.

  يک‌وحید wrote @

ممنون از همه دوستان

به اکرم خانم: من هم سری به وبلاگ شما زده‌ام. ضمنا چاره‌ای ندارم مجبور فعلا وعده سر خرمن به دلم بدهم!

به ری‌را : من همیشه دلم برنده شده و به جز این بار فقط یک‌بار دیگر یادم است که عقلم برنده شده است. این بار هم هنوز آخرش را ندیده‌ایم!

به ساینا: مفصل برایت خواهم نوشت. به نظر من با شناختی که از تو و مشکلاتت پیدا کرده‌ام، اگر فوق‌لیسانس علو‌شناختی بخوانی راه میانه را انتخاب کرده‌ای گرچه حدس می‌زنم آخرش بروی رشته لیلا!

به سمیرا خانم : ممنون از دل‌خوشی دادنتان ولی چندان هیجان انگیز نیست. بهرحال نیمه پر لیوان را خوب یادآوری کردید.

به هلیا: می‌بینم که چقدر عاقلی!


Sorry, the comment form is closed at this time.