امروز بالاخره پذیرش علوم شناختی به دستم رسید!
گرچه به قول همسایه محترممان – که قبلا داستان دیگری از او را اینجا نقل کرده بودم – شروع کاری هنر نیست، اتمامش هنر است!
ولی من کمی ذوق دارم. ذوق کودکانه، بچهگانه، احساسی …
پینوشت اول – دلم کمی فحش میخواست راحت شدم.
پینوشت دوم – حالا منتظر بقیهشان(+و+) و هستم تا انتخاب کنم. کسی شناختی از علوم شناختی ندارد؟
هورا
مبارکه
این از اولیش
تا ببینیم اخرش چی میشه