آرشیو برای می, 2007
خیال راحت و احوال ناراحت
اول – دقت کردهاید هر وقت خیالمان راحت شد تازه دردسرهایمان شروع میشود!
این خیال ناراحت هسته اصلی رمز و راز یک رابطه خوب و دوستداشتنی است. در رابطه دو دوست و یا حتی یک زوج مهمترین مشکلات وقتی پیش میآید که یکی از طرفین خیالش راحت میشود و بهاصطلاح خودش را ول میکند. ظاهرا این دنیا و آدمهای آن ظرفیت تحمل ولشدگی دیگران را ندارند.
دوم – دقت کردهاید هر وقت رقیبی از راه میرسد و یا به نحوی احساس خطری شکل میگیرد، رفتار آدمها عمیقا ملایمتر میشود!
شاید بهتر باشد دقتمان بیشتر شود و بدانیم همیشه رقیبی هست گرچه ممکن است نبینیمش. منظورم خیلی یک آدم خاص نیست بیشتر منظورم این است که آنچه در دل آدمها میگذرد خیلی در کنترل ما نیست پس همواره رفتار با دقت و وسواس بهتر است.
این دو نکته را جهت یادآوری به خودم نوشتم. گاهی گوشه کاغذی چیزی برای عبرت مینوشتم، دیدم اینجا بنویسم شاید در رستگاریتان شریک شوم!!
ماجرای دنباله دار انتخاب رشته
امروز بالاخره فرمها را تحویل دادم. یک روز قبل از اتمام مهلت!
در آخرین لحظه بالاخره عقل معاشم حاکم شد و یک رشته مشاوره مدیریتی هم اضافه کردم. Design Global رشتهای برای کسانی است که میخواهند در طراحی پروژهها شرکت کنند (تعریف و امکانسنجی) و بخشی از آن به زبان انگلیسی است.
از فردا اولویت اولم دوباره زبان عاشقانه فرانسه میشود و البته یافتن خانه جدید و ماجرای بیمه و شاید کار تابستانی و…
چند لینک
اول- ماجراهای حکومت (و نه دولت) آمریکا همیشه برای من جذاب بوده.این متن را بخوانید. ماجرای یک فعال ضدجنگ آمریکایی است. موضوع نحوه اداره (به معنی اداره افکار ونگرشها) یک جامعه از علایق فروخورده من است. هنربلعیدن صدای مخالف آنها که ستودنی است.
دوم – این متن را خواندم. سعی کنید هرچه در مورد ایران میدانید و خود دیدهاید را فراموش کنید بعد آنرا بخوانید. شاید لذت ببرید. خاطی کردن ضدیت با آمریکا و طرفداری از رفتارهای غیرانسانی داخلیها بو میدهد. شاید نویسنده میخواهد ح.د. دوم شود؟!
سوم – کاسترو و کوبا همیشه جذابند. من آخرش نفهمیدم واقعا آنجا چه خبر است. وقتی احساس میکنم با تمام ایرانی بودنم و روزنامه و خبر خواندنم و … هنوز دقیقا نمیتوانم تحلیل مطمئنی از وضع ایران امروز بدهم به تمام تحلیلها از جوامعی مثل کوبا شک میکنم. همه دارند تبلیغ میکنند چه بهنفع چه بهضرر. واقعا چهقدر از چه حرفی درست است؟ این مصاحبه با خبرنگاران ضد کاسترو را بخوانید، حتما واقعیتهایی هم در آن است.
چهارم – بعضی وبلاگها عجیبند. این هم یک پست ساده و خواندنی از یک وبلاگ عمیق عجیب! و این هم از وبلاگ دیگری با همان خصوصیت. دیگر حتی یادم نیست چهکسی اینها را معرفی کرده بود! واگر حوصله خواندن دارید این را بخوانید از وبلاگ بدون اسمی که به خواندنش میارزد.
پینوشت اول- این میکده زمستانی را دریابید من را همیشه میخکوب میکند. آدم بیجنبه باشه همینه دیگه در یک پست دوبار تعریف میکنه!
در طلب آرامش
دختری- که به مدرنی او در عمرم کم دیدهام- گفت دوست دارم ازدواج سنتی کنم!
گفت حوصله تلاش طولانی برای آشنایی را ندارم.
گفت فهمیده خیلی تفاوتی در نتیجه ازدواج ندارد، آخرش همه ناراضیاند!
دنیا دور سرم میچرخید. لبخندی زدم و خزعبلاتی گفتم. داشتم فکر میکردم شاید روزی برسد که امثال اویی بگویند ماجرای حقوق زنان و حجاب و دیه نصف و … سرکاری است و ما همان خانه نشینی و پردهپوشی را ترجیح میدهیم!
پینوشت اول : شاید روزی برسد ولی فکر کنم من نمیخواهم آن روز را ببینم.
پینوشت دوم : بیحوصلگی بد دردی است. کاش راه علاجش را مییافتم. خیلیها این روزها با من همدردند!
خود تحویلگیری نفرتانگیز فراگیر
روحیهتان ضعیف شده؟ از خودتان احساس خوبی ندارید؟
یک راه ساده ولی مؤثر وجود دارد حتما امتحانش کنید:
یک جستجوی جانانه در گوگل کنید و چند تا ایمیل به بروبچ خارج رفته برای گرفتن نمونههای رزومه بزنید. حداقل ده نمونه لازم است. جامعترینش را بردارید. اسم و مشخصات فردی خودتان را به جای صاحب رزومه بنویسید و موارد “تابلو” را کم کنید. این مورد آخری چندان هم مهم نیست!
دقت کنید حداقل مدارک تحصیلی و زمینه فعالیت تصحیح شود. هر کار کوچک و بزرگ که در زندگی کردهاید یا دوست داشتید بکنید به رزومه اضافه کنید.
مثلا اگر شاگرد بغل دستی شما ویژگی خاصی داشت چون میشناسیدش پس حتما شما هم در موفقیت او شریک هستید. شک به خود راه ندهید، بنویسد!
حتما در تیم مدرسهتان در یک موقعی اول شدهاید (پس در رزومه بنویسید موفقیتهای فراوان در زمینههای فرعی همراه تحصیل)
حتما در دوران بچهگی شعر حفظ کردهاید (پس بنویسید تمرین موسیقی میکنید)
رمان عشقی یا پلیسی که خواندهاید (پس بنویسید علاقه زیاد به کتابخوانی دارید)
این لیست را ادامه دهید تا حداقل چهار صفحه شود. دو ساعت به کار دیگری بپردازید و بعد یکبار رزومهتان را بخوانید. لذت ببرید! شما یک آدم جدید هستید که خودتان هم خودتان را نمیشناسید!
پینوشت اول: مواظب باشید دوستان نزدیکتان خصوصا همسرتان این رزومه را نبینند، ضایع میشوید! بهتر است فوری آن را به انگلیسی یا یک زبان دیگر ترجمه کنید هم احساس بهتری پیدا میکنید و هم کمتر ضایع میشوید (چون ظاهرا حق خالیبندی برای خارجیها برای همه محفوظ است)
پینوشت دوم: من هم به خاطر دانشگاه مجبور شدم رزومه بنویسم. به من ایمیل نزنید که بریتان نمیفرستم مگر خودتان ناموس ندارید!
پینوشت سوم: انصافا رزومه چیز نفرتانگیزی است حتی بهترینش!
ازدواج خیلی مدرن
من و دوستم تو این عقیده با هم شریکیم : ” در مورد نحوه ازدواج هیچ توصیهای به هیچکس نمیتونیم بکنیم، البته بهجز راههای خیلی مدرن!”
اینو میشه اینطوری خوند : ” به این نتیجه رسیدیم که روابط طولانی و جدی قبل از ازدواج تنها راه ازدواج بهتره.” من اضافه میکنم به شرط تربیت صحیح!
پینوشت اول : من این روزها سرم شلوغه وگرنه این موضوع رو خیلی دوست دارم، خواستم شروعش کرده باشم با اجازه دوستان!
پینوشت دوم : “من و تو” تگ من در مورد حرفهای اینجوریه! این تو، “توی تو” هست و “توی خودم” هم!
انتخاب رشته
بالاخره بعد از بالا و پایین کردنهای بسیار بر ترسم غلبه کردم.
اول رشته علومشناختی و بعد رشته علومکامپیوتر!
حالا نوبت نهاییکردن فرمها و اینهاست. ماجرای همسایهها یاری کنید خیلی جدی شده. یکی متن انگیزهنامه مینویسه یکی رزومه درست میکنه و دیگری فرم پر میکنه و آخری گواهی کار جور میکنه. خواستم از همه تشکر کرده باشم خصوصا از دوستم که دیگه از هرچی علومشناختی و غیر شناختیه حالش بد میشه. از بس که حرف زدم و شک کردم.
راستی لیست رشته درسهای علومشناختی اینجاست و لیست درسهای علومکامپیوتر اینجا.
کسی نظری نداره؟ وقتی نمونده!
روش جدید محرم شدن
نتوانستم خبر روشهای جدید محرمشدن را ندهم. امیدوارم بازتاب دوباره از خودش در نیاورده باشد. چون احتمالا در ایران بازتاب فیلتر است عینا نقلش میکنم.
خبر بازتاب :
” اين روزها از مصر خبرهائي ميرسد كه نشان از توطئه هاي حساب شده اي عليه اسلام دارد.
روزنامه جمهوري اسلامي نوشت، رئيس بخش حديث دانشگاه الازهر مصر درباره روش جديد محرم شدن مرد و زن در محيط هاي اداري فتوائي داده كه پارلمان مصر را به صحنه انتقادات تند نمايندگان فراكسيون « اخوان المسلمين » به الازهر تبديل كرده است . به گزارش العربيه دكتر عزت عطيه رئيس بخش حديث الازهر فتوا داده است اگر دو همكار (يك زن و يك مرد) در يك اتاق كه درب آن توسط فردي جز آنها باز نمي شود كار مي كنند بخواهند بين آنها محرميت ايجاد شود زن مي تواند پنج بار از شير خود به همكار مرد خود بدهد و بدين ترتيب آنها با هم محرم و حضورشان در يك اتاق شرعي مي شود. براساس اين فتواي عجيب درصورتي كه اين عمل انجام شود زن مي تواند چهره و موهاي خود را به مردي كه شيرش را خورده است بنماياند. وي البته اين را هم گفته است كه چنين محرميتي بايد به صورت رسمي و كتبي ثبت شود.براساس اين فتوا كساني كه با اين روش محرم مي شوند، مي توانند با يكديگر ازدواج كنند ولي تا قبل از عقد متعارف شرعي حق داشتن روابط زناشويي را نخواهند داشت . در واكنش به اين فتوا اعضاي فراكسيون اخوان المسلمين در پارلمان مصر با اعلام نگراني خود از طرح اين موضوع خواستار اصلاح فتوا از سوي الازهر شدند. تعدادي از اين نمايندگان فتواي الازهر را باعث رواج فساد در جامعه خواندند و اعلام داشتند كه چنين فتوايي مخالف اجماع علماي اسلام است و بايد پس گرفته شود.”
پینوشت اول : دوستان محترم، جدی نگیرید و بهتان برنخورد فقط بخندید که این علما از صدر تا ذیل به چه معضلی دچار شدهاند. کمی دیگر منظورم را جدیتر توضیح میدهم.
پینوشت دوم : علما محترم، لطفا کاری نکنید که مجبور شویم اعلام برائت علنی بکنیم. بابا بیخیال ما سالهاست که خودمان راه محرمشدن را یافتهایم!
پینوشت سوم : عذرخواهی فرمودند، قبول میکنیم!
خیام
نمیدانم چرا هرچیزی که در خارج از ایران میتوانیم جسارتا با آن حال کنیم برای بعضی زجرآور است. خیام یکی از آنهاست. اینجا او را کموبیش میشناسند و با یادآوری ایرانی بودنش لبخند میزنند. حالا تعداد زیادی از این پدیدهها نمانده، شاید چند شاعر دیگر و چند جای دیدنی. اینکه چرا با این لحن در روز گرامیداشتش مینویسیم خوب از ایرانیبازی ماست دیگر!
البته باز جای شکرش باقی است که شعری از او را میتوان در انتهای همان مطلب یافت :
ای دل تو به ادراک معما نرسی
در نکته زیرکان دانا نرسی
اینجا به می و جام بهشتی میساز
کانجا که بهشت است رسی یا نرسی