اوضاع خراب است. سرعت کلاس زیاد و من هم کند! بابا یک نفر به من یاد بدهد چگونه باید لغت حفظ کرد و اصولا چگونه باید حفظ کرد! من یادم نمیآید آخرین بار کی چیزی را در حجم زیاد حفظ کردهام.
این اینترنت هم دردسری است. دل به دلش بدهی دو سه ساعتی میگذرد. تصمیم گرفتهام و بلند میگویم که در رودربایستی خودم بمانم، فردا حداکثر یک ساعت در خانه به اینترنت سر بزنم. خواهش میکنم تا اعلام وضعیت عادی دنیا چند روزی از حرکت بایستد تا خبر کمتری تولید شود و من کمتر درگیرش شوم! و البته دوستان عزیز هم کمتر بنویسید چه خبر است که هربار چکتان میکنم چند نفری پست جدیدی گذاشتهاید.
انتخاب رشته
امروز به مرکز جهتدهی تحصیلی رفتم البته به همراه دو مترجم! رشتههایی نشانم دادند که جزئیتر بعدا مینویسم ولی در آخر مشاور محترم و دو مترجمم به طور مشترک به این نتیجه رسیدند که بچه پررو برو روتو کم کن همون برق بخون دیگه حال نداریم.
و من نمیخواهم نمیخواهم مهندس برق شوم نمیخواهم به که بگویم…
درتنهاییام
پند روز: “دوستم گفت چرا نگاه نه خیلی دوستانه یکی را به دیگری منتقل کردی؟”
هیچ نگفتم راست میگفت. گرچه تلخ بود.
جملهروز: “دلم نیامد از چیزی که دوست دارد محرومش کنم! گرچه دردسر درست میشود.”
هیچ نگفتم درست میگفت. باید یادش بگیرم!
وحید جان سلام،
این اولین بار که تصمیم دارم یه وبلاگ رو همیشه دنبال کنم و اون وبلاگ توئه.(پس همیشه ادامش بده تا از احوالت با خبر باشیم)
در مورد سرعت زیاد کلاس هم نگران نباش، اونجور که اهل فن میگن خیلی زود عادی میشه و راه میفتی، اما نکته اینه که خودتو نبازی و باور داشته باشی که این راه رو خیلی های دیگه هم بهمین شیوه رفته اند و عاقبت یه خیر شده اند.
در مورد رشته تحصیلی هم فکر میکنم که خودتو به خوندن رشته ای که دوستش نداری مجبور نکن، ضمن اینکه خودتو خیلی هم علاف یافتن رشته مورد علاقه نکن.
تو ذاتا به درد کارهای مدیریتی میخوری جه بخواهی چه نه! پس یه فوق مدیریت رو کنار هر رشته دیگر که میخونی حتما بگیر چرا که مطمئنم هم محتوای این رشته و هم مدرکش خیلی به دردت میخوره.
امیدوارم که خوب و خوش و سالم باشی.
دوباره برات مینویسم.