بیانیهی جمعی از وبلاگنویسان در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری و وقایع پس از آن
۱) ما، گروهی از وبلاگنویسان ایرانی، برخوردهای خشونتآمیز و سرکوبگرانهی حکومت ایران در مواجهه با راهپیماییها و گردهمآییهای مسالمتآمیز و بهحق مردم ایران را به شدت محکوم میکنیم و از مقامات و مسوولان حکومتی میخواهیم تا اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را -که بیان میدارد “تشکیل اجتماعات و راه پیماییها، بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد، آزاد است” رعایت کنند.
۲) ما قانون شکنیهای پیشآمده در انتخابات ریاست جمهوری و وقایع غمانگیز پس از آن را آفتی بزرگ بر جمهوریت نظام میدانیم و با توجه به شواهد و دلایل متعددی که برخی از نامزدهای محترم و دیگران ارائه دادهاند، تخلفهای عمده و بیسابقهی انتخاباتی را محرز دانسته، خواستار ابطال نتایج و برگزاریی مجدد انتخابات هستیم.
۳) حرکتهایی چون اخراج خبرنگاران خارجی و دستگیری روزنامهنگاران داخلی، سانسور اخبار و وارونه جلوه دادن آنها، قطع شبکهی پیام کوتاه و فیلترینگ شدید اینترنت نمیتواند صدای مردم ایران را خاموش کند که تاریکی و خفقان ابدی نخواهد بود. ما حکومت ایران را به شفافیت و تعامل دوستانه با مردم آن سرزمین دعوت کرده، امید داریم در آینده شکاف عظیم بین مردم و حکومت کمتر شود.
پنجم تیرماه ۱۳۸۸ خورشیدی
بخشی از جامعهی بزرگ وبلاگنویسان ایرانی
اگر با این بیانیه موافق هستید اون رو در وبلاگتون بگذارید.
آخر تا کجا؟
میگوید : باید آزرده شویم تا روزی توانمند باشیم
میگویم : دوست دارم هیچ روزی از آزردهشدن آسوده نشوم!
خواهد گفت : بیماری
خواهم گفت : میدانم
نیشخندی خواهد زد.
من خداحافظی خواهم کرد
خداحافظ تا روز توانمندی
امان از جدایی
آدمها سه نوعند
گروه اول ازدواج را قراری دائمی مینامند که هیچ کس حتی دو طرف نمیتوانند آن را بهم بزنند.
گروه دوم آن را فقط در صورت توافق دو طرف قابل اتمام میدانند
و گروه سوم تمایل یک طرف به اتمام رابطه را کافی میدانند.
و چه باعث حیرتند دو گروه اول؛ ازدواج تمام شده است در لحظهای که یک نفر به اتمامش رسید و چه بدبخت است زن یا مردی که بخواهد به زورِ “دائمیدانستن” آن را حفظ کند.
شک ندارم که برابری مرد و زن حاصل نمیشود جز با ورود و خروج آزادانه انسانها به ازدواج. و به آن رابطه فکر میکنم که هر دو طرف در هر لحظه یکدیگر را برای ادامه زندگی انتخاب میکنند شاید گاهی با نمره بیست گاهی با نمره کمتر!
به جای اینکه بیاندیشیم چرا کسی به خروج از این رابطه فکر میکند میاندیشیم که او چه خودخواه و نامرد است و جالب است که همیشه هم جوابهایمان برای این چرا یکی است. خوشی زیر دل مرد زده یا هوس دیگری کرده. چرا فکر میکنیم که همیشه یک هوس میتواند رابطه انسانی را از بین ببرد. هیچ حقی برای او قائل نیستیم و او را مجبور میدانیم به ادامه چیزی که نمیخواهد.
بارها شنیدهام که با استهزاء از غربیان یاد کردهایم که بعد از بچهدار شدن ازدواج میکنند و ندیدهایم که اینان ازدواج را آخرین مرحله صمیمی شدن میانگارند و ما اولین قدم.
مشکل زنان ما با اجبار مردان به ادامه زندگی حل نمیشود که با توانمند شدن خودشان حل میشود. زنان ما بیش و پیش از این که از “زن” نامیده شدن خود برنجند باید یاد بگیرند که خودشان به خودشان احترام بگذارند و به هیچوجه حاضر به زندگی اجبارانه با کسی که دوستشان ندارد نشوند.
ازدواج مگر چیست؟
آیا ازدواج جز زندگی دونفره با انتخاب لحظه به لحظه دونفره است؟
پس چرا اصلا ذرهای شک به خودمان راه میدهیم که مثل سومین گروه فکر کنیم.
البته ماجرا زن در ایران پیچیدهتر است؛ که در ایران هزاران مشکل جانبی وجود دارد مثل کار زن و …
گاهی زنان روشنفکر ما حتی وقتی استقلال مالی دارند و حتی وقتی در ایران نیستند حاضرند در رابطه یک طرفه باقی بمانند و اسم جداشدن را تحمل نکنند.
من از این موضوع حیرت میکنم.
پینوشت – این چند جمله ناپیوسته حاصل بحث من با دو دوست مهربانم در شبی تلخ بود. من به آن دختر که تمام سختی جدایی را تحمل میکند و تمام تلاشش را برای ادامه زندگی در بهترین شرایط به کار میبندد درود میفرستم بداند که من خیلی بیش از قبل دوستش دارم زیرا که در حال حل معمای سختی است که هر کسی جرات حلش را ندارد و گاهی دختران دیگر در شرایط او حاضرند همه شخصیتشان را بدهند و وارد حل این معما نشوند!
آن پسر هم بداند که من ممکن است با تجربههایی که دارم راه دیگری برای مشکلم انتخاب میکردم ولی به راه و انتخاب او هم احترام میگذارم و او را قاتل نمیدانم!
و البته آن پسر و دختر بدانند که من امید دارم که دوباره – البته حالا با شناخت بیشتر- تصمیم بگیرند که با هم باشند که البته این یک تصمیم جدید و دونفره است اگر گرفته شود. و اگر گرفته شود دیگر حاصل شعور و تجربه است و احترام برانگیزتر از بار اول
جهت اطلاع تا این لحظه من و همسرم در صلح و آرامش هستیم و با دعای خیر شما خوانندگان خواهیم بود و این ماجرا به ما مربوط نیست.
تکمله – فکر کنم واضح است که این وبلاگ به روزهای آخر خود نزدیک میشود. اگر جای دیگری نوشتم خبر میدهم تا ببینم چه بر من بگذرد.
دوام
جدل ها تا به این اندازه دوام نمی آوردند, اگر که تنها یک طرف مقصر بود
نویسنده فرانسوی, لاروش
به نقل از کتاب کافه پیانو نوشته فرهاد جعفری
پی نوشت – به طرز عجیبی این کتاب مطئنم کرد که من در اینجا بچه دار نخواهم شد, ربطش هم به ط دسته دار و عین و غین بر می گردد اگر نخوانده اید بخوانیدش.
بیانیه مهم یکوحید
در راستای مد روز و بیانیههای سیاسی ورزشی جاری، بیانیه یکوحید در مورد مربی تیم ملی و رئیسجمهور آینده به شرح زیر است:
1- باید رای داد که به دور دوم کشیده شود و از بین موسوی، کروبی و حتی قالیباف هرکس در مقابل احمدینژاد بود به او رای داد.
یکوحید امیدوار است تجربه چهارساله احمدینژاد، فکرکردن، مشورتکردن و صبوربودن را کمی بیشتر در بین ما ایرانیها رایج کند. (نکته جالب این است که یکوحید در 30٪ موارد و خصوصا در تشخیص مشکلات با احمدینژاد همنظر است.)
2- یک چیزی در این مایلیکهن هست که یکوحید نمیتواند با تمام وجود از او بدش بیاید. یکوحید هنوز نیافتهاست که آن چیست. یکوحید میداند که ممکن است فحش بخورد ولی تاکید میکند قطعا در مقام مقایسه مایلیکهن را به علیپروین و قلعهنوعی ترجیح میدهد.
در اینجای بیانیه یکوحید دادی زد و گفت ای بابا واقعا چرا مجبوریم از بین اینها انتخاب کنیم؟ بعد جدی ادامه داد :
یکوحید در این ماجراها دلش به حال رئیس فدراسیون فوتبال میسوزد که فکر میکرد فوتبال هم مثل بقیه جاهاست با کمی صبر و مشورت میشود آن را مدیریت کرد. نمیدانست که در فوتبال چهخبر است ویکوحید عمیقا معتقد است که او هیچوقت هم نخواهد فهمید. زیرا این فهم احتیاج به چیزهایی دارد که رئیس فعلی فدراسیون ذاتا فاقد آنهاست و البته اینچیزها لزوما هم چیزهای خوبی نیست. نمونه این رئیس چندتایی در این 30 ساله در جاهای مختلف مدیریت کشور بودهاند. یکوحید اکیدا پیشنهاد میکند که این رئیس هرچه زودتر راهی بیابد و از این وضع خودش را خلاص کند. این فوتبال آدم قالتاق میخواهد نه آدم نجیب! وگرنه به زودی وضعش شبیه آن بدکارهای میشود که از او پرسیدند چرا اینگونه شده گفت روی نه گفتن نداشتهام!
این بود بیانیه مهم و پایانی آخرین روز یک وحید در وبلاگش
پینوشت : یکوحید دو ماهی به مرخصی وبلاگی میرود بلکه کار نیمهتمامش را تمام کند! استاد یکوحید چیز زیادی از فوتبال و سیاست نمیداند و فقط برایس روالوکسیون و فیابیلیته مهم است.
پینوشت دیگر – این رییس کم کم یاد میگیرد انگار, برخلاف تصور قبلی من
من هم ایرانیام
من هم با حق وتو مخالفم هم با ولایتفقیه، ولی هم حق وتو را میپذیرم هم ولایتفقیه را!
چه کنم زورم نمیرسد.
گرچه دومی در زندگیام بیشتر اثر گذاشته با کسی که به اولی بد و بیراه بگوید حال میکنم.
میپرسید چرا؟
خوب معلوم است
من هم ایرانیام!
نظرات غیرفعال
پر کن پیاله را
بعضی وقتها آدم هیچی نداره بگه به دوستی که سالها پیش میشناخته و الان دچار غم سنگینی شده. امیدوارم دوستانی داشته باشه که نزدیکتر باشند و تنهاش نذارن.
پینوشت – فهیم یزدان پناه هفته پیش همسرشو از دست داد. این وبلاگیه که برای همسرش راه انداخته. به نظر من که واقعا کاره خوبی کرده .
نظرات غیرفعال
صیغه دوم شخص جمع
گفتاری از عزتالله فولادوند با عنوان نباید دچار دلتنگی و سرخوردگی شویم اگر…
ما جهان سومی هستیم، فرهنگمان از قافله عقب افتاده است، استادانمان کتاب نمی خوانند و وقتی از واژه فارغ التحصیل استفاده می کنیم، به واقع می پنداریم که از تحصیل فارغ شده ایم و دلیلی برای خواندن وجود ندارد.
این مسئله آینده ماست و اگر قرار است به جامعه مان نگاهی خریدارانه داشته باشیم، باید به مظاهر فساد و انحطاط توجه کنیم. یکی از مظاهر فساد و حقارت که از بالا به پایین منتقل می شود، بحث ابتذال زبان است. این یکی از پیامدهایی است که ما نیز دچارش هستیم. شاید اگر روزی دموکراتیک شویم، این زبان هم درست شود. به عنوان یک فرد دیده ایم که همه جا در ادارات و سازمان ها ما را با ضمیر “تو” و افعالی چون “برو”، “بشین”، “فردا بیا” و… خطاب می کنند. گویی بساط دوم شخص جمع تقریبا جمع شده و همه، ما را با صیغه مفرد صدا می کنند. کسی که ما را با این لحن و دیگران را نیز از طریق تریبون ها با همین لحن خطاب می کند، به زبان عامه حرف می زند. این زبان، زبان مردم است و گویای ادبیات رایج در جامعه.
متن کامل مقاله (بسیار خواندنی)
پینوشت – من شهادت میدهم که در ادارات و حتی مغازهها در این شهر کوچک فرانسه حتی یکبار هم کسی با ضمیر مفرد با من صحبت نکرد. گرچه شاید مهم به نظر نیاید ولی من بارها حس کردهام که همین نکته کوچکِ زبانی چه احترام دوطرفهای را بین مردم برقرار کرده است. و البته بالعکس بین دوستان یا در خانواده استفاده از ضمیر جمع در فرانسه خندهدار است و همین مفرد گویی صمیمیت دلچسبی پدیدآورده است.
سایتهایخبری و دقتخواننده -2
در ادامه پست قبلی دو نمونه دیگر از این نوع تیتر زدن را در سایت دوست و برادر الف ببینید :
1 .تیتر خبر :
ميرحسين: هدفمندكردن يارانهها جز آشفتگي اقتصادي نتيجهاي ندارد
در متن اصلی خبر آمده است که
نخستوزير دوران دفاع مقدس با انتقاد از شيوه كنوني هدفمند كردن يارانهها تصريح كرد: شيوه كنوني هدفمند كردن يارانهها جز آشفتگي اقتصادي و ضربه زدن به مستضعفان و روستاييان نتيجه ديگري ندارد.
بدیهی است که با توجه به نوع تفکر اقتصادی که به موسوی نسبت میدهند همین تغییر کوچک کافی است که به خواننده القا شود موسوی همان سیستم قدیم را پیاده خواهد کرد و…
2. تیتر خبر :
اصرار مجاهدين ، مشاركت و مجمع براي بازگرداندن خاتمي
در متن اصلی خبر
مهرانفر؛ دبيركل انجمن اسلامي دانشگاهيان اصفهان گفته است که اعضاي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، حزب مشاركت، اعضاي مجمع روحانيون مبارز و انجمن اسلامي دانشگاهيان اصفهان از احزابي هستند كه مصر براي بازگرداندن خاتمي به صحنه انتخابات هستند.
با توجه به خبرهای دیگر نمیتوان اصرار سه حزب اصلی که در تیتر آمده را یافت و حداکثر میتوان فکر کرد که آقای دبیر انجمن اسلامی دانشگاهیان اصفهان فکر میکند که این طور است.
دوباره تیتر به گونهای است که نویسنده آن میتواند خودش را صادق بنامد ولی در حقیقت او یک حرف نهچندان قابل اعتنا را با قطعیت در تیتر میآورد و در ذهن خواننده بیحوصله هم یک جرقه میزند که اینها خودشان هم میرحسین را قبول ندارند.
(گرچه که ممکن است این تحلیل درست هم باشد ولی انتقال این پیام با استفاده از بیدقتی خوانندگان سایتهای خبری برای نویسنده الف ممکن شده است !)
نظرات غیرفعال
سایتهایخبری و دقتخواننده

این بار دیگر نتوانستم ننویسم!
دیشب خبر دیدار کروبی و خاتمی پخش شد ولی جزئیات زیادی از آن بیرون نیامد. یک خبر کلی یارینیوز مطرح کرد و همین.
تا اینکه تابناک خبری با عنوان “جزئيات ديدار خاتمي و كروبي” در ساعت ده صبح امروز در ستون کنارییاش قرار داد.
سه پاراگراف اول خبر :
حجتالاسلام و المسلمين سيدمحمد خاتمي رييس شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز روز پنجشنبه به مناسبت آغاز سال جديد با حجتالاسلام و المسلمين مهدي كروبي دبيركل حزب اعتماد ملي ديدار كرد.
در اين ديدار دو طرف درباره مباحث سياسي به ويژه موضوع انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري نيز با يكديگر بحث و تبادل نظر كردند.
همچنين اعضاي شوراي سياستگذاري ستاد جوانان حامي خاتمي نيز روز پنجشنبه به ديدار مهدي کروبي رفتند و در اين ديدار به ارائه نظرات و ديدگاههاي خود پرداختند.
تابناک در ادامه خبر صحبتهای نسبتا تند کروبی برعلیه بقیه اصلاحطلبان را نقل قول میکند.
بار اول که میخوانی با توجه به تیتر خبر فکر میکنی کروبی این حرفها را در حضور خاتمی گفته و این یعنی کار تمام است کنارهگیری که هیچ باید منتظر مشکلات جدیتری بود. اگر با این ترفند سایتها خصوصا تابناک – بازتاب سابق – آشنا نباشی کمی لحن خبر و چند جایی از آن که کروبی از خاتمی به عنوان سومشخص یاد میکند گیجت میکند ولی میگذری و حداکثر بد و بیراهی به خبرنگار میگویی غافل از اینکه این یک ترفند ساده است.
نحوه و میزان زمانی که برای خواندن یک خبر در سایتها صرف میشود به تجربه به نویسندگان و خصوصا دبیران بخش خبر نشان داده که خواننده دقت زیادی نمیکند و کلیات را با توجه به تیتر و نحوه چینش مطالب - عملا مطابق میل آنها – برداشت میکند.
یعنی چون در تیتر خبر ادعای جزئیات دیدار مطرح بوده خواننده پاراگراف سوم را با دقت نمیخواند و پاراگراف چهارم به بعد را جزء همان جزئیات برمیشمرد. این روش تاثیری مطابق نظر نویسنده بر خواننده دارد و نویسنده هم ادعا میکند که فقط کمی در تیتر زدن غلو کرده!
نکته مهم ماجرا هم این است که اینگونه اخبار فورا توسط سایتهای مشابه و حتی گاهی رقیت استفاده میشود و خیلی سریع هم در روزنامهها انعکاس پیدا میکند.
مهمترین روش برخوردی هم که من به عنوان خواننده میتوانم داشتهباشم یک نوع هوشمندی دائم و دستهبندی ذهنی نوع اخبار و نحوه اخبار هر سایت است که البته وقتگیر است و حوصله میخواهد.
شاید در مورد برخی سایتها و دستهبندی ذهنی خودم در مورد آنها بعدها نوشتم
پینوشت : سیاست جالب دیگر تابناک تغییر مداوم تیتر برخی اخبار در طی روز است و واضح است که هم هدف جذب مخاطب دارد و هم گاهی نتیجه فشارها و بده بستانهای سیاسی است.
الان دیدم که تابناک تیتر مطلب را عوض کرد!
خوب است. حتما کسی به دوستان یادآوری کرده که اعتماد خواننده مهمتر است و باید در رسانه بازهم ظریفتر از اینها کار کرد!
نظرات غیرفعال